X
تبلیغات
دنیای موسیقی
دنیای موسیقی
موسیقی یک زبان بین المللی است برای ابراز احساسات آرزوهای نهفته و آشکار دلها

ارسال در تاريخ دوشنبه 1390/01/29 توسط farhad

استاد پرویز مشکاتیان

م

شکاتیان از ۶ سالگی به فراگیری موسیقی پرداخت ،از ابتدا علاقه وافری به سنتور پیدا نمود و به علت ارتباط مداوم با استاد خود ( پدرش حسن مشکاتیان ) در ۸ سالگی اولین کنسرت خود را در یک مراسم گرد هم آیی دانش آموزان مدرسه امیر معزی نیشابور انجام داد . مشکاتیان از کودکی متوجه ارتباط تنگاتنگ ادبیات منظوم و منشور ایران با راهی که برگزیده بود شد و در این راه نیزپدرش راهنمای او بود . از دوران دبیرستان در اردوهای رامسر شرکت می جست و در مسابقات آموزشگاههای سراسر کشور رکورد دار بود . پرویز مشکاتیان پس از اتمام تحصیلات متوسطه وارد دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران شد . ردیف عالی موسیقی ایران (( ردیف آقا میرزا عبدالله )) را در دانشگاه نزد  استاد فقید نور علی خان برومند و دکتر داریوش صفوت آموخت . همزمان با این آموزشها از محضر اساتیدی چون : دکتر محمد تقی مسعودیه ، شادروان عبداله خان دوامی ، شادروان سعید هرمزی ، شادروان یوسف فروتن نیز بهره گرفت . او همچنین در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی سنتی ایران به عنوان سرپرست گروه و استاد سنتور مشغول کار شد . پرویز مشکاتیان در آزمون باربد که ابتکار استاد نور علی خان بر پا شده بود در رشته سنتور به مقام اول با ( پشنگ کامکار ) و در کل آزمون به مقام ممتاز با ( داریوش طلایی ) دست یافت .

مشکاتیان پس از استعفا از رادیو تلویزیون ، به اتفاق چند تن از موسیقیدانان ، موسسه فرهنگی و هنری چاووش را بنیاد نهادند . او به عنوان سرپرست گروه و استاد رشته سنتور مشغول خدمت به هنرجویان موسیقی شد . مشکاتیان دارای قریحه یی ذاتی است ، او به گفته دست اندر کاران موسیقی قدرت خارق العاده ایی در تصویر سازی و تبحر زیادی در انواع ریتم و خاصه آهنگسازی روی اغزال و اشعار مورد علاقه اش دارد . آهنگ هایی که تاکنون از وی شنیده ایم عبارتند از : (( مرا عاشق)) ، (( شور انگیز )) ، (( نغمه )) شعر از مولانا خواننده شهرام ناظری اجرا گروه عارف .تصنیف (( دشتی )) ، (( غم انگیز )) شعر حافظ خواننده هنگامه اخوان اجرا گروه عارف . (( آستان جانان )) ، (( شیدایی )) ، (( سرانداز )) ، (( سرو ناز )) ، (( بیداد )) شعر حافظ خواننده شجریان دو نوازی در ایران – گروه عارف در اروپا . (( بیداد )) اجرا گروه عارف و شیدا (( کرد بیات )) اجرا گروه عارف (( رزم مشترک )) ، شعر آذر مهر خواننده شجریان اجرا گروه عارف . (( وطن )) شعر آذر مهر خواننده ناظری اجرا گروه عارففف . (( ایرانی )) ، گروه شیدا . (( چوپانی )) شعر جواد آذر خواننده شجریان اجرا گروه عارف . (( پیروزی )) شعر جواد آذر خواننده شجریان دو نوازی ( با ناصر فرهنگفر )-  (( طلوع )) شعر جواد آذر خواننده شجریان اجرا گروه عارف . (( جان جهان )) شعر مولانا خوانندگان شجریان اجرا گروه عارف . (( سرکش )) شعر مولانا خواننده خواننده شجریان دو نوازی . (( دل انگیزان )) شعر مولانا خواننده شجریان اجرا گروه عارف . (( گلنوش )) شعر مولانا خواننده شجریان اجرا گروه عارف . (( صبح است ساقیا )) ، (( چکاد )) شعر حافظ خواننده شجریان اجرا گروه عارف .((افسرده حال )) شعر بابا طاهر خواننده پریسا اجرا گروه مرکز حفظ و اشاعه موسیقی سنتی ایران . (( شکر و شکایت )) .                     

             

ارسال در تاريخ دوشنبه 1390/01/29 توسط farhad

 

استاد ابوالحسن صبا


ابوالحسن راه فراگيري موسيقي اصيل ايراني را در شاگردي استادان بنام اين هنر مي‌دانست و براي همين از محضر درس استادان ديگري در اين زمينه مانند: علينقي وزيري، غلامحسين درويش خان، نايب اسدالله، حسين خان هنگ‌آفرين، حسين خان اسماعيل‌زاده، حاجي خان ضربيو اكبرخان فلوتي بهره برد.

صبا معتقد بود ريشه‌ي همه‌ي موسيقي‌ها يكي بوده كه عقيده افراطي برخي موجب جدايي آن‌ها شده و وضع كنوني را به وجود آورده است.

وي همچنين اعتقاد داشت كساني كه مي‌خواهند به موسيقي صورت مقبول، دنياپسند و جامعي ببخشند بايد موسيقي علمي و عملي را به نحو اكمل دانسته ادبيات ايراني به خوبي بشناسند، آكوستيك و صدا شناسي را بدانند و با نواختن اغلب سازها آشنايي داشته باشند. استاد روح‌الله خالقي موسيقيدان مي‌گويد: صبا اغلب سازها را به خوبي مي‌نواخت بويژه در نواختن ويلن و سه تار متبحر بود.

وي مي‌افزايد: صبا با استفاده از سبك و تكنيك وزيري و آشنايي با روش صحيح نواختن ويلن، سبكي نو برگزيده بود و از آنحا كه در موسيقي ايراني سوابق فراواني داشت توانست اين شيوه را متداول كند.

به گفته استاد خالقي ويلن زماني كه به ايران آمد، بيشتر به‌ دليل شباهت در فواصل پرده‌ها و تعداد سيم هايش با كمانچه، به شيوه كمانچه‌نوازان آموزش داده مي‌شد، در حالي كه صبا با دريافت صحيح از روش نوازندگي اين سبك را در هنرستان آموخت و ترويج داد. استاد حسين دهلوي از موسيقيدان بزرگ كشور مي‌گويد: مرحوم صبا در تمام دوران زندگي هنري خود همواره كوشش در حفظ اصالت داشت.

وي مي‌افزايد: علاقه او به آموزش و درك صحيح و دقت او در رعايت حدود هنر خود و خارج نشدن از اين محدوده از ويژگي‌هاي استاد صبا بود. كارشناسان موسيقي معتقدند استاد صبا مجتهدي تمام عيار در عالم موسيقي بود كه مانند او در قرن اخير از بسيار اندك و انگشت شمار هستند.

علي دهباشي پژوهشگر موسيقي در اين خصوص مي‌گويد: هنر صبا تنها در نواختن ويلن و سه ‌تار نبود، بلكه گذشته از تسلط بر عموم سازهاي ايراني، تربيت شاگردان برجسته، سبك خاص در نوازندگي و صداي سحرانگيز سازش او را از سايرين متمايز كرده بود.

وي افزود: صبا نسلي را پرورش داد كه رويكرد متفاوتي به موسيقي دارند بطوري كه عمق زحمات استاد در آثارشان مشهود است. دهباشي، مطالعه و پژوهش گسترده صبا در زمينه موسيقي را از جمله فعاليت‌هاي وي خواند و اضافه كرد: نزديك به دو دهه مطالعات منسجم توسط صبا درباره موسيقي ايران، دستاوردهاي ارزنده‌اي براي اين هنر بشمار مي‌رود. از جمله فعاليت‌هاي ديگر هنري صبا، مي‌توان به همكاري وي با انجمن موسيقي ايران اشاره كرد.

صبا با همكاري انجمن موسيقي، قطعه ديلمان را ساخت و جواد معروفي نيز آنرا براي اركستر تنظيم كرد كه اين كار با آواز بنان اجرا شد. او معتقد بود كه موسيقي ايراني ساخته روح، محيط و عواطف ايراني است و چيزي نيست كه دور ريخته يا عوض شود بلكه فقط بايد براساس پايه‌هاي صحيح و علمي استوار شود و از تقليدهاي ناروا مصون بماند.

از آثار صبا مي‌توان به زنگ شتر، بهارمست، به زندان، زرد مليجه، بياد گذشته، در قفس، رقص چوبي قاسم‌آبادي، كوهستاني و چهار مضراب‌هاي مختلف نام برد. صبا همچنين آثار مكتوبي را نيز از خود به يادگار نهاده است كه از آن جمله مي‌توان به آثاري همچون دوره اول، دوم و سوم ويلن، دوره اول، دوم، سوم و چهارم سنتور و دوره اول سه تار اشاره كرد.

اغلب شاگردان صبا از هنرمندان برجسته و از استادان به نام كشور هستند كه ازآن ميان مي‌توان به شادروان علي تجويدي، زنده ياد حبيب‌الله بديعي، رحمت‌الله بديعي، پرويز ياحقي، اسدالله ملك، فرامرز پايور، حسين دهلوي، حسين تهراني، مجيد وفادار و مهدي خالدي نام برد

ارسال در تاريخ دوشنبه 1390/01/29 توسط farhad
سنتور یان چین
 

ستنور یک ساز زهی ضربی متداول در چین بوده و باکیفیت عالی ،روشن و طنیندار صوتی و قدرت مظهر بزرگ خود برای تکنوازی ،گروه نوازی و یا همراهی آوازبسیار مناسب بوده ولذا در ارکستر ملی جایگاه مهمی در اشغال دارد. طبق یادداشتهای قدیمی قبل از قرون وسطی سنتور درفارس و کشورهای عربی باستان در خاور میانه رواج داشت و درسلسله ا مپراتوری مین (سالهای ۱۳۶۸-۱۶۴۴)بدنبال رفت و آمدهای روزافزون دوستانه بین چین و آسیای غربی و شرقی سنتور ا زفارس ا ز راه دریائی به چین منتقل شد و در ابتدا در استان ساحلی کانتون رواج یافت و سپس بتدریج در سراسر کشور تعمیم یافت. در سالهای بعد سنتور درنتیجه تجدیدسازی نوازندگان مردمی تدریجا به "یان چین "-آلت موسیقی ملی چین مبدل گردید. سنتور ساز زهی به شکل جعبه ذوزنقه متساوی الساقین ومعمولا دارای ۷۲سیم که هر چهار تای آن بر خرک بسته شده و آن را به وسیله دو مضراب چوبی باریک می نوازند . در چین "یان چین ""خو دیه چین "یعنی ساز پروانه هم نامیده میشود.
نواختن ستنور فنون و شیوه های زیادی دارد و کیفیت صوت آن نیز متنوع است : صوت دربخش بم کلفت و سنگین بوده و دربخش صوت میانه صاف و شفاف بوده و دربخش صوت بلند روشن وپر طنین می باشد . "یان چین " برای آهنگ سریع و بیان احساسات زنده و نشاط انگیز وشادمان مناسب است . در بیش از ۴۰۰سال که ستنور در چین رواج داشت تهیه کنند گان ستنور چین تنوع جدید این ساز را خلق کرده اند از قبیل :"یان چین "با تغیر صدا ،"یان چین "باتغیر پرده و مقام ،"یان چین چنگ " و "یان چین الکترونیک".
در اینجا " یان چین الکترونیک قابل توجه است . این ساز ،بدنه ،پیکاپ،بلند گو و جعبه صدارا شامل می شود .درهنگام ارتعاش سیمها ی ساز ، امواج صوت از راه پیکاپ به علایم الکترونی بدل می شود و پس از زیبا سازی در دستگاه بلندگو از آن پخش می شود. ستنور الکترونی در گروه نوازی و تک نوازی مورد استفاده است . خلاصه کلام "یان چین " که سالیان دراز در چین رایج بوده و پیشرفت کرده ،چه در زمینه تهیه و یا در هنر نوازندگی و افرینش اهنگ صاحب خصوصیات سنتی و سبک ملی شده و مورد علاقه مردم است.

سنتورسل کوک

 

سنتورهای سل کوک دارای صدای بم تری نسبت به سنتورهای لا کوک می باشند. همچنین دارای ابعاد بزرگتری نسبت به سنتورهای لا کوک هستند و نت سل به عنوان نت پایه جهت کوک آن به حساب می آید

 سنتور لاکوک

سنتورهای لاکوک همانطور که در بخش کلاف سنتور نشان داده شد دارای اندازه ایی کوچکتر از سنتورهای سل کوک و  صدای آنها نیز زیرتر از سنتورهای فوق می باشند و نت پایه کوک آن نت لا می باشد

                     

ارسال در تاريخ دوشنبه 1390/01/29 توسط farhad

 

تاریخچه ساز قانون و مخترع آن

عده‌ای معتقدند که مخترع این ساز فارابی است و برخی دیگر می‌گویند منشاء آن خراسان بوده و در قرن سیزدهم (میلادی) در موصل پیدا شده، هر چند هیچیک از این نظردهندگان دلیل بر ادعای خود ندارند. واقعیت این است که در فرهنگ کلاسیک شرق، ردی از سازهای خانوادة سیتار پیدا نشده و سرمنشاء قانون نیز، مانند سرچشمة بسیاری از سازهای دیگر، تاریک مانده‌است. آنچه بیشتر محتمل می‌رسد اینکه قانون از سرزمینهای شرق نزدیک، , به اروپا رسیده و در کشورهای اروپایی با مکانیزه کردن آن، بزرگ‌ترین ساز کلاویه‌دار سیمی را ساخته و پرداخته‌اند…

قانون را باید سازی از اوایل اسلام دانست. نام ساز از واژة یونانی Kanon گرفته شده، که در آن زبان به مفهومم «قانون، قاعده» مصطلح است. ترک‌ها، زمانی چند این ساز را فراموش کرده بودند، اما از زمان محمود دوم (۱۸۹۹-۱۸۰۸)، عمر افندی، آن را از شام به ترکیه آورد و به سرعت میان مردم رواج یافت.

سیمون ژارژی می‌نویسد:

کلمة «قانون» از نظر لغوی در زبان عربی، به معنای «قاعده» است ولی از نظر موسیقی، نام سازی است متعلق به خانوادة قدیمی سیتار (Cythare)، که در قرون وسطا تحت عنوان Canon یا miocanon به اروپا آورده شد، این ساز دارای یک جعبة چوبی به شکل ذوزنقه‌است که به وسیلة دو انگشت سبابه و دو مضراب (که میان حلقه‌ای که به انگشت کرده‌اند و خود انگشت قرار می‌گیرند) نواخته می‌شود.

برای نواختن ساز، آن را باید روی زانوها، یا روی میز قرار داد.

سیمهای ساز، به تعداد ۷۲=۳×۲۴، به فواصل دیاتونیک کوک می‌شوند، برای تامین تغییرهای کوچک کافی است جهت «کلید»های کوچکی را که برای هر صدا پس از گوشی کوک تعبیه شده، تغییر دهیم. قانون به مثابة همراهی کنندة آواز کمتر به کار می‌رود، ولی در شرکت با ارکستر، به همان خوبی عود صدا دهندگی دارد.

فارابی این ساز را هزار سال پیش، به صورت ۴۵ سیمی اختراع و در کتاب خود «الموسیقی الکبیر» بیان کرده‌است. صفی الدین آن را «نزهه» نامیده‌است. امروزه در سراسر آفریقا و آسیا، ساز قانون از زدة سازهای سنتی و هنری اعراب به شمار می‌رود. قانون معمولاً توسط مردان (و استثنائاً به وسیلة زنان) اجرا می‌شود. تکنواز (سولیست) قانون، هر گاه با ارکستر همراهی می‌شود، در ردیف اول نوازندگان می‌نیشند و اگر در نقش همراهی با تکسرا اجرا کند، روبروی او قرار می‌گیرد که در این حالت نقش رهبر تکسرا را ایفا می‌کند.

قانون سازان مصری را می‌توان از صدها سال پیش، یکی از بهترین سازندگان آن معرفی کرد.

از لحاظ دسته بندی سازها قانون جزء سازهای زهی مترابی از آلات (ذرات الاوتار مطلق است و تعداد سیمهای آن در مجموع، از ۶۳ تا ۸۴ متغیر، م و قانون معمول در ترکیه دارای ۷۲ سیم است. سیمها از رودة گوسفند یا نوعی نایلون ساخته شده، که به دور گوشیهایی که وضع ستونی دارند، پیچیده می‌شوند.م وسیلة نواختن، مضرابی است که توسط انگشتانه به انگشت سبابه می‌کنند. هر سه سیم قانون هم صدا کوک شده و یک صوت از آنها بر می‌آید، از این رو از قانون ۷۲ سیمی، تنها می‌توان ۲۴ صوت به دست آورد. قانون مصری ۷۸ سیمی و ۲۶ صوتی است.

سطح فوقانی قانون متشکل از پوششی چوبی، به شکل ذوزنقه‌است که سمنت راست نوازنده، قسمتی کم و بیش باریک آزاد است که به پنج خانة چهار گوش (طی ارتفاع ساز) تقسیم شده، روی آن پوست می‌کشند. ضلع سمت راست (به طول تقریبی ۴۰ سانتیمتر) قائم به هر دو مبلغ موازی پیش گفته‌است و ضلع سمت چپ اضلاع موازی را به طور مورب قطع می‌کند. گاه چهار تکة جداگانه یا یک تکه، روی پوست خرک نصب می‌شود که به پنج پایه در زیر پوست تکیه می‌کند. در طرف چپ نوازنده ۲۶ گوشی سه تایی به طور عمودی، و ۱۵۶ کلید تغییر دهندة کوچک مسی، یا از فلزی دیگر، قرار دارند به این ترتیب، بر روی هر سه سیم هم صدا، ۱۶ کلید، در محلی که سیمها به گوشیها می‌رسند، مورد استفاده قرار می‌گیرد. با این کلیدها صدای ساز در هر سه سیم جداگانه، اندکی به دلخواه زیر و بم می‌شود، اما تنظیم کوک به وسیلة گوشیها صورت می‌گیرد. هر گاه نوازنده بخواهد در مقامی دیگر بنوازد، با دست چپ کلیدها را بالا یا پایین می‌برد و در همین حال با دست راست روی سیمها می‌نوازد.

نوازندة قانون در حالیکه روی صندلی نشسته‌است، ساز را در هنگام نوازندگی روی زانوی خود می‌گذارد (تا ۵۰ سال پیش، ساز خیلی پایین‌تر از بدن نوازنده قرار می‌گرفت).

نوازنده دو دست خود را به فاصلة یک اکتاوروی ساز می‌گذارد و دست چپ اندکی دیرتر از دست راست به سیم زخمه می‌زند، در این حالت صوتی دو صدایی، و همنام به فاصلة اکتاو از ساز شنیده می‌شود.

[ویرایش] اجزای تشکیل دهندة ساز قانون

  1. جعبة ذوزنقه شکل ساخته شده از چوب
  2. پرده گردان: کلیدهای کوچک و متحرک که در سمت چپ ساز بعد از شیطانک نصب شده و باعث تغییر صدا می‌شود.
  3. شیطانک
  4. محل گرة سیمها
  5. سیمها (هر سه سیم با یکدیگر همصدا کوک می‌شوند).
  6. گوشی
  7. خرک
  8. پایة خرک
  9. شبکه‌های صوتی
  10. صفحة رو
  11. صفحة زیر
  12. ضلع کوچک
  13. ضلع بزرگ
  14. پوست
  15. حلقه‌های مضراب
  16. مضراب
  17. کلید کوک

[ویرایش] طریقه نشستن

برای نواختن قانون، آن را روی میزی که تا اندازه‌ای به طرف نوازنه شیب داشته و با وضع نشستن متناسب باشد قرار داده، نوازنده مقابل آن می‌نشیند به طوری که قاعدة بلند جعبه (که سیمهای ضخیم دارد) در پایین و نزدیک به نوازنده قرار گیرد. میز از صندلی نوازنده کمی بلندتر (و بهتر است زیر آن خالی) باشد، به طوری که در حالت نوازندگی اعضاء بدن به شکل زیر قرار گیرد:

  1. ساعد با بازو یک زاویة قائمه تشکیل دهد.
  2. پشت، کاملاً صاف باشد و به طرف جلو خم نشود.
  3. آرنجها بیرون از بدن قرار نگیرد.
  4. دستها روی سیمها تکیه نکند.
  5. هر دو دست از شانه‌ها در حالت نواختن آزاد باشد. (به دست فشاری وارد نشود) گاه ممکن است بنا به ضرورت مجبور به قرار دادن قانون بر روی پا باشیم. در این شرایط یک پا را بر روی پای دیگر انداخته و ساز را روی پا قرار می‌دهیم. حتی می‌توان روی زمین (به اصطلاح عامیانه چهار زانو) نشست و ساز را روی پاها قرار داد.

[ویرایش] وسیله نواختن

عبارت است از دو حلقة فلزی که از جنس نقره، ورشو، برنج و… که به طور پهن و مدور (به اندازة بند دوم انگشت نشانه) ساخته شده باشد. مضرابهایی که داخل حلقه قرار می‌گیرد از شاخ گاو، گوزن، بز کوهی و… ساخته شده‌است. حلقه‌ها را در انگشت نشانه (بند دوم) قرار داده و مضراب را به طرف داخل دست، میان حلقه و انگشت جای می‌دهیم. اندازة مضراب ساخته شده باید از نوک انگشت نشانه کمی بلندتر باشد و از زیر بند دوم انگشت، پایین‌تر نیاید.

طریقه مضراب زدن: ابتدا روی یکی از سیمها به وسیلة دست راست یا چپ ضربه‌ای بزنید (موقع مضراب زدن انگشتهای نشانه باید از بند آخر خم شود) به طوری که وقتی مضراب سیم را لمس کرد صدایی که از آن برمی‌خیزد صاف و شفاف باشد و این در صورتی امکان پذیر است که هر سه سیم هم صدا در یک لحظه و هم زمان به صدا درآیند.

برای انتقال نیرو به مضراب در یادگیری مراحل اولیه، و هنگام مضراب زدن با دست راست و چپ باید انگشتی که مضراب در آن جای دارد انگشت شست را لمس کند. این علم برای قوی شدن انگشت و مضراب موثر است، که باید آن را در تمرینهای اولیه اموخت. در تمرینهای مربوط به مراحل بالاتر که اجرای ساز رفته رفته سریع‌تر شده و حالتهای گوناگون به آن داده می‌شود، دیگر نیازی به تماس انگشت نشانه با شست نیست. در هنگام ضمراب زدن انگشت شست زیر انگشت نشانه قرار می‌گیرد. سایر انگشتان (سه انگشت دیگر) نه باید جمع و نه باز باشد (به حالت برداشتن مدادی که به طور افقی در جایی قرار دارد).

[ویرایش] طریقه اجرا

برای نواختن ساز قانون معمولاً دو طریقه به کاربرده می‌شود:

۱- دستها در طرفین: هنگام اجرای ساز، دست راست به موازات پوست قانون (در قسمتی که پوست به چوب می‌چسبد) و دست چپ در سمت چپ ساز به موازات پرده گردانها و به طور مایل حرکت کند. به این ترتیب دستها در طرفین ساز قرار می‌گیرند.





[ویرایش] وسعت ساز قانون در کشورهای مختلف

ساز قانون در کشورهای مختلف (مانند مصر، ترکیه، ارمنستان و شوروی، ایران و…) به اندازه‌ها و با وسعت‌های متفاوت ساخته شده‌است و بدین جهت تعیین یک وسعت واحد برای ساز قانون مقدور نیست.

قانونهای (مصری) ۲۶ صدایی

قانونهای (ترکیه) ۲۴ و ۲۵ صدایی

قانونهای (ارمنی) ۲۲ صدایی

قانونهای (ایرانی) طبق پیشنهاد نگارنده ۲۷ صدایی

[ویرایش] نام تعدادی از نوازندگان این ساز

متاسفانه این ساز طی سالهای دراز به دست فراموشی سپرده شد، ولی می‌توان از نوازندگانی چون رحیم قانونی، جلال قانونی، مهدی مفتاح، استاد سیمین آقارضی، ملیحه سعیدی و پریچهر خواجه نام برد. گفته‌ها و شنیده‌هایی دربارة ساز قانون چنین می‌نویسد: «و آن سازی است که کاسه و سطح آن مثلث بوده (تصویر ۱) و بر آن اکثر مباشران مفتول بندند و هر سه وتر را بر یک آهنگ سازند و طریقة اصطخاب آن و مجموع مطلقات چنان است که نغمات ملائمه ذی الکلی را به هشت نغمه تقسیم کنند هر دایره مناسب با نغمات و ابعاد آن دایره …»



هنری جورج فارمر چنین می‌نویسد: شکل پستالتریوم چهار گوش (تصویر ۲) نیز در همان کتاب خطی کشیده شده که شکل سازها در آن آمده‌است ساز «نزهه» دوبار بزرگ‌تر از سازی است که ذوزنقه شکل بوده و به نام «قانون» خوانده می‌شود. در حالی که ساز دومی قانون به فارابی نسبت داده شده، ساز اولی «نزهه» را بایستی از ابداعات صفی الدین عبدالمومن دانست.

تصویر ۳ پسالتریوم است. فارمر می‌گوید که این ساز را در سوریه «قانون» و در مصر «سنطیر» (Santir) می‌نامند و از این رهگذر آنها را از هم مشخص می‌سازد.



هر گاه ساز ذوزنقه یا نزدیک به این شکل باشد، آن را سنطیر و اگر مستطی باشد، قانون می‌نامند. این ادعا البته با آنچه در زبان امروزی عربی و فارسی مشهود است در تناقض قرار می‌گیرد. فارمر به انتقاد می‌گوید که برخی سازندگان ساز، آن را از «نقره و طلا» می‌سازند و توصیه می‌کند که جعبه، به خاطر طنین آن، بهتر است از چوب ساخته شود. با آنکه رهنمودهای بالا مبنی بر این است که هر دو گونة پسالتریوم، در نواختن در سطح افقی قرار داده می‌شود، (تصویر ۳) جهت سیمها را عمودی نشان می‌دهد، که دست چپ نوازنده ساز را عمودی نگهداشته و با انگشتان دست راست بر سیمها زخمه می‌زند.

پسالتریوم چهار گوش «نزهه) به‌نظر مولف کنزالتحف «پس از چنگ، هیچ سازی شیرین‌تر از نزهه نیست.» وسیلة تقویت ارتعاشی آن به شکل چهار گوش دراز است. (تصویر ۴) مخترع آن را می‌توان صفی الدین عبدالمومن (فوت ۱۲۹۴ م-۶۷۳ه) نوازندة دربار آخرین خلیفة بغداد دانست. در ساختن آن از رودة گوسفند (زه) و چوب سر و استفاده شده روی دور ردیف خرک، ۸۱ سیم کشیده می‌شوند که از هر سه سیم یک صدا تولید می‌شده‌است و وسعت صدای ساز بنابراین ۲۷ صورت بوده و پسالتریوم ذوزنقه‌ای یا شبه ذوزنقه‌ای (قانون) طبق اطلاعات کنزالحف نصف مستطیل آن بوده‌است که ۶۴ سیم داشته‌است واین ساز در قسمت زیر، هر سه سیم یکصدا راحاصل می‌کرده. و در قسمت میانی (قسمت وسط ساز) سیمها دوتایی و در قسمت بم (پایین) تک سیمی بوده‌است. از آنجا که ساز، ذوزنقه‌ای شکل بوده (تصویر ۵) طبعاً سیمها در طول خود اختلاف داشته‌اند همانطوری که دبراه نزهه ذکر شده سیمها به گوشیها محکم می‌شوند. (تصایور ۴و۵ از کنزالتحف گرفته شده) فارمر می‌نویسد قانون، (پسالتریوم، هاکبرت Hackbrett) استناد داده شده به فارابی است اما او چیزی ذکر نکرده‌است. ابن حزم (Hazm) (فوت ۱۰۶۴) قانون را به عنوان رهبر سازها ذکر می‌کند.این ساز از ۶۴ سیم تشکیل شده که بیشتر سیمهای آن (هر سه سیم) یک صدا را حال می‌کند. این ساز بنام Canon از راه اسپانیا به تمام اروپا راه یافت.

قانون یکی از انواع یتار بوده، سازی است که ضلع سمت راست عمود بر دو قاعدة کوچک و بزرگ و ضلع چپ آن مایل به این دو قاعده‌است. سیمهای قانون، در طول ساز در جهت افقی قرار دارند و هر چه از نوازندة ساز دورتر شوند، کوتاهتر می‌گردند. خرک، سمت راست ساز، روی پوست قار رداده شده و وجود پوست زیر خرک صدای ساز را رساتر و روشنتر می‌سازد، هر صوت در این ساز به وسیلة سه سیم به صدا در می‌آید.

یکی از سازهایی که در ارمنستان طی قرنهای متوالی به تکامل رسیده، قانون است.

پیش از میلاد مسیح، سازی در ارمنستان وجود داشته که صوتی شبیه چنگ از آن برمی‌آمده. ولی برخلاف آن فاقد دسته بوده‌است. این ساز به ارمنی «کنار» - (Kunar) نامیده می‌شده (در ارمنستان همة سازهای هم خانوادة قانون را «کنار» می‌نامند).

پاستوس بوازند، مورخ ارمنی متعلق به قرن پنجم می‌نویسد: «در ضیافتها از ارکسترهایی، مرکب از سازهای «تنبور»، «لیر»، «عود»، «چنگ»، و «قانون» استفاده می‌کنند.»

هیسارلیان می‌نویسد: «نام این ساز از کلمة یونانی qanon گرفته شده. هر چند که یونان وطن قانون نبوده‌است». «گ. لوونیان»، در آغاز قرن حاضر از سازهای قانون و کنار نام می‌برد و از آن دو، تصاویری نیز ارائه می‌دهد. به استناد نظر او، قانون مستطیل شکل بوده، سیمهای آن سه به سه همصدا کوک می‌شده و در مجموع بیست و یک صوت وسعت داشته‌است. ولی کنار با ضلع سمت چپ خود، نسبت به دو قاعده مایل بوده، مجموع سیمهای آن ۳۹ است که سه ته سه تا همصدا بوده اند.

در این نقشها بعضی نی و برخی چنگ و عده‌ای سازی به شکل قانون می‌نوازند. شباهت ساز نزهه با قانون بسیار زیاد است. مولف کنزالتحف اختراع نزهه را به صفی الدین ارموی نسبت می‌دهد و راجع به قانون می‌گوید قطر جعبة صوتی کمی بیش از یک گره باید باشد و چوب آن را از تنة درخت مو انتخاب کنند. ضلع بلند جعبة ذوزنقه مانند قانون دو برابر ضلع کوتاه یا قاعدة فوقانی آن است و با لمس کردن این سیمها او تار مطلقه به صدا در می‌آیند و آن را با انگشت یا مضراب می‌نوازند و در تشریح ساختمان نزهه می‌گوید که از ترکیب چنگ و قانون درست شده، تنة ساز از چوب بید سرخ و شکل آن مربع کامل نبوده بلکه مربع مستطیل باشد. دو خرک روی صفحة ساز قرار دارد که ۸۱ تار بر آن طوری کشیده شده که هر سه تار آن با هم کوک می‌شوند. نام نزهه در «دره التاج» و «نفایس الفنون» نیز آمده‌است. کلمة قانون ممکن است از زبانی یونانی اقتباس شده باشد زیرا که اصل آن در زبان یونانی کانن است. در برهان قاطع نوشته شده‌است که قانون معرب کانون است و عربی نیست لیکن در عبی مستعمل است. سازی است تقریباً به شکل سنتور یا مضراب فلزی که مانند انگشتانه‌است و به انگشت سبابه می‌کنند و می‌نوازند. قانون از یک جعبةمجوف چوبی ساخته می‌شود که سطح قاعدة زیرین و زبرین آن ذوزنقه غیر منظم است. شکل واندازة آن در نواحی مختلف فرق می‌کند مانند قانون مصرفی، ترکیه و قانون بغدادی. معمولاً قانون مصری بزرگ و قانون ترکی کوچک‌تر است. هر قسمت از جعبة ساز نام خاصی دارد. برای خارج شدن ارتعاشات صوتی سه سوراخ که شکلهای متفاوت و از این نظر نامهای مختلفی دارد، ایجاد می‌کنند. در سطح فوقانی ضلع قائم سمت راست خرک بر روی پوستی که جنس آن از پوست اهو یا ماهی است قرار دارد. در طرف ضلع مورب بر حسب بزرگی و کوچکی قانون از ۲۱ تا ۲۹ ردیف سه تایی مجموعاً ۶۳ تا ۸۱ گوی دارد. طرف دیگر که ضلع ان عمود بر قاعده می‌باشد ۶۳ تا ۸۱ سوراخ ریز کوچک تعبیه شده‌است. زه‌ها (اوتار) از روی دو ردیف خرک از طرف راست به چپ می‌گذرد

ارسال در تاريخ دوشنبه 1390/01/29 توسط farhad
حسین دهلوی از صاحب نظران و آهنگسازان موسیقی معاصر ایران، در ۷ مهر ماه ۱۳۰۶ خورشیدی در تهران زاده شد.وی موسیقی را از کودکی نزد پدر آغاز کرد و در ادامه، نوازندگی موسیقی ایرانی را در مکتب استاد ابوالحسن صبا و «هارمونی» و «کنترپوان» را نزد حسین ناصحی فرا گرفت. دهلوی پس از فراغت از تحصیل در رشتهٔ آهنگسازی مدتی ریاست هنرستان موسیقی ملی و زمانی هم رهبری ارکستر شماره یک هنرهای زیبایی کشور یعنی ارکستر صبا را عهده‌دار بود.

 
حسین دهلوی

یکی از آثار قابل توجه دهلوی اپرای مانی و مانا است که به خاطر غیر ممکن بودن خواندن زن در این اپرا در ایران به صورت غیر قابل اجرا مانده‌است. در بخشی از اپرا دزدی، بره یک دختر کوچک را می‌رباید و دخترک که صاحب بره بوده به جنگل می‌رود و آواز می‌خواند. به هر حال این اپرا از سال ۱۹۷۹ باقی مانده و تنها به همین دلیل اجرا نشده‌است.

از دیگر کارهای حسین دهلوی می‌توان به این موارد اشاره کرد: دئوی سنتور در سه‌گاه، سبکبال در شور برای ارکستر، شورآفرین در ابوعطا برای ارکستر، چهارنوازی مضرابی اصفهان، کنسرتینو برای سنتور و ارکستر، فانتزی برای تار و ارکستر، سوئیت بیژن و منیژه (بر اساس اشعار حکیم ابوالقاسم فردوسی) برای ارکستر زهی، فانتزی برای گروه تمبک و ارکستر و همچنین قطعه سرباز برای آواز گروهی.

روزشمار زندگی هنری


۱۳۳۲: آغاز ساخت اولین قطعات ویژه موسیقی ارکسترال ایرانی: سبکبال ؛ در شور (حسین دهلوی).

۱۳۳۳:ادامه ساخت و اجرای قطعات ویژه موسیقی جدید ایرانی، توسط حسین دهلوی ً دوئو سنتور ً درسه گاه (با اجرای فرامرز پایور و داریوش صفوت). ً شور آفرین ً در ابوعطا برای ارکستر.

۱۳۳۶:ً گفتگوی دل ً (حسین دهلوی). تفویض سرپرستی ارکستر بزرگ اداره کل هنرهای زیبای کشور (ارکستر تحت سرپرستی صبا) به حسین دهلوی وتعویض نام ارکستر به ً صباً. انتشار ً دوئو سنتور در سه گاه ً (حسین دهلوی).

ً۱۳۳۷ : کنسرتینو برای سنتور وارکستر، درچهار قسمت ؛اثر حسین دهلوی، با همکاری ونوازندگی فرامرز پایور

۱۳۴۳: چهار نوازی مضرابی در اصفهان ؛(حسین دهلوی).

۱۳۴۴: بند باز: فانتزی برای تار و ارکستر، براساس قطعه بند باز اثر علینقی وزیری ً، (حسین دهلوی).

۱۳۴۵: تصنیف قطعه ً سرباز ً برای آواز و گروهی و ارکستر (اثر حسین دهلوی، کلام از ابراهیم صفائی).

۱۳۴۷: پایه گزاری ارکستر ایرانی تالار رودکی به رهبری وسرپرستی حسین دهلوی.

۱۳۴۹:اجرای صحنه اپرای ً خسرو و شیرین ً (حسین دهلوی).

۱۳۵۰: تعطیل دوره عالی ً هنرستان عالی موسیقی ملی ً و کناره گیری حسین دهلوی انتشار ً آموزش تمبک ً (به کوشش حسین دهلوی و جمعی دیگر)، با همکاری و راهنمایی حسین تهرانی.

۱۳۵۴:اجرای موسیقی توصیفی ً بیژن و منیژه ً در تالار رودکی، (حسین دهلوی).

۱۳۵۴:انتشار ً سبکبال ؛ در شور، برای ارکستر ً (حسین دهلوی).

۱۳۵۵: انتشار مجموعه دوم ً نغمه‌های کودک ً (حسین دهلوی).

۱۳۵۶: ساخت ً سوئیت بیژن و منیژه ً برای ارکستر زهی (حسین دهلوی). انتشار ً شور آفرین (در ابوعطا) برای ارکستر ً (حسین دهلوی). انتشار ً چهار نوازی مضرابی در اصفهان ً (حسین دهلوی).

۱۳۵۸: بازنشستگی حسین دهلوی از وزارت فرهنگ وهنر.

۱۳۵۸:به مناسبت درگذشت علینقی وزیری در ۹۲ سالگی : برگزاری مجلس بزرگداشت او بااجرای موسیقی در تالار رودکی (به کوشش حسین دهلوی).

۱۳۶۰: انتشار ً کنسرتینو برای سنتور وارکستر ً(حسین دهلوی – فرامرز پایور).

۱۳۶۳: انتشار فانتزی برای تار و ارکستر براساس قطعه بند باز، اثر علینقی وزیری (حسین دهلوی).

۱۳۶۳: انتشار ً بیژن ومنیژه : سوئیت برای ارکستر زهی ً (حسین دهلوی).

۱۳۶۴: انتشار ً فانتزی برای گروه تمبک و ارکستر ً (اثر حسین دهلوی، بخش گروه تمبک از حسین تهرانی).

۱۳۶۵: انتشار ً شوشتری برای ویولون و ارکستر، براساس اثر ابوالحسن صباً (حسین دهلوی).

۱۳۶۸: تجدید چاپ متن ویراسته شده ً آموزش تمبک ً (به کوشش حسین دهلوی، همکاری حسین تهرانی و جمعی دیگر). انتشار ً سرباز: قطعه‌ای برای آواز گروهی وارکستر ً (حسین دهلوی / با کلام ابراهیم صفایی).

۱۳۷۰: انتشار ً بیژن ومنیژه : برای ارکستر سمفونیک ً (حسین دهلوی).

۱۳۷۱ : انتشار ً گفتگو با حسین دهلوی – گفتگو با علی تجویدی ً(ناصر حریری). انتشار ً گفتگوی دل : برای آواز وارکستر ً (حسین دهلوی).

۱۳۷۲: نخستین اجراء ارکستر مضرابی به رهبری حسین دهلوی به همت مرکز سرود و آهنگهای انقلابی و حمایت انجمن موسیقی ایران (مهرماه).

۱۳۷۳: انتشار ً فروغ عشق : برای آواز وارکستر ً (حسین دهلوی). انتشار ً نخست گلبانگ مضرابی : برای ارکستر مضرابی ً(حسین دهلوی).

ارسال در تاريخ دوشنبه 1390/01/29 توسط farhad
بنام خدا

آنچه مسلم است موسیقی ایران کاملترین موسیقی جهان است و شاید روزگاری معنای کامل موسیقی فقط شامل موسیقی ایران میبوده است چرا که هنوز آثارنامها و گوشه های ایرانی در موسیقی جهان بچشم میخورد. مثلا" نامهایی مانند گیتار، سیتار، ویولن، تمپو،آرشه، ماجور،لوت،بمل،دیزو...بسیاری واژه های متداول موسیقی جهان ایرانی هستند که بطور مشروح در کتاب ایران سرزمین مقدس نوشته اینجانب نگاشته شده است مثلا" گام ماجور یعنی بزرگ عینا" همان فاصله ماهور ماست که به معنای بزرگ است (مهتر یعنی بزرگتر) ناگفته نماند گام ماجور در اروپا بطور ناقص از ماهور وارد شده و در آنجا مثلا" از گوشه های زیبایی چون راک و دلکش اثری نیست.

همچنین لوت (1) همان رود ایرانی به معنای تار است که از روده آید چرا که سیمها و پرده های این ساز از روده بوده است و از آنجا که در زبان پهلوی ر و ل یک نشانه دارند و این دو حرف  نیز در گویشهای ایرانی خصوصا" کردی به هم تبدیل میشوند .در زبان عربی رود را عود گویند

آرشه بمعنای کمانک واژه ایرانی است که هنوز در کمانچه آورده میشود وسیله کمانی شکل بوده که با آن ساز را مینواختند

نام آرش که ایرانی است و بمعنای کمانگیر میباشد نیزاز همین است (همچنین معماری که بتواند طاق و قوس کمانی شکل بنا کند راآرشیتکت گویند که بن مایه این واژه نیز ایرانی است.) بمل به معنای بم تر و دیز به معنای نت تیز تر آمده است در نقاشیهای چهلستون در چهار صد سال پیش سازهایی بچشم میخورد که جز کمانچه همه از بین رفته (یا در جاهای دیگر در محدوده ایران فرهنگی کاربری دارد)  از ان جمله سازی است شبیه یه ویالون که تاثیر فرهنگ ایران را در موسیقی جهان مینمایاندو کاملا" میرساند که این ساز اروپایی ریشه ایرانی دارد اما از آنجا  که این نوشتار را گنجایش آن نیست از آن میگذریم و به تاریخچه ساخت تار میپردازیم.

در تاریخجه تار آنچه معروف است این ساز از سازهای باستانی مانند طنبور برگرفته شده اما نخستین باربه شکل امروزی بدست میرزا رضای شیرازی ساخته شده است استاد رضا وهدانی در مقدمه ردیف آورده اند: در کتاب یادبودهای سفارت استانبول نوشته خان ملک ساسانی (صفحه 195) می خوانیم که بعد از آنکه عثمانی ها استانبول را گرفتند در زمان شاه صفی که سلطان مراد چهارم بغداد را از ایران گرفت وسی هزار ایرانی را قتل عام کرد شاه قلی استاد موسیقی را دست بسته به حضور آوردند شاه قلی رو به سلطان کرد و گفت من برای زندگی خود اهمیت نمیدهم اما برای هنر التماس میکنم یک تار شش سیمه خواست که فورا" حاضر کردند هنرمندیش مورد توجه سلطان واقع شده و اورا همراه خودش به استانبول برد. رواج موسیقی ایران در پایتخت عثمانی از شاهقلی است (ماخذ گفته های خان ملک ساسانی از کتاب هاممپورگسال تاریخ امپراطوری عثمانی جلد نهم است)

صدای تار ایرانی تو دماعی و به اضافه زنگ مطبوع سیم است که بی شباهت به طرز صحبت کردن ما ایرانیان نیست {مثلا" هنوز دختران ایرانی گاهی عمدا" از توی بینی صحبت میکنند تا جلوه ایی به صحبت خود بدهند... تذکر از نگارنده} معروف است تاری خوش صدا است که صدای تار بدهد نه صدای ماندولین ... (از مقدمه ردیف استاد وهدانی)

تار را در قدیم رود یا روت میگفتند که به معنی تارو پرده است روت همان روده است که در تارهای این ساز و پرده های آن استفاده میشده است قبلا" نیز گفته آمد که در اروپا تار را لوت نامند اما تار را با این شکل امروزی ما از زمان قاجار میا بیم در بسیاری عکسهای قدیمی تارهایی با نقاره هایی گرد و کاسه هایی مخروطی شکل در دست مردم عادی به چشم میخورد که اگرچه چندان خوش تراش نیستند اما بسیار شبیه سازهای امروزی است. این سازها بیشتر شبیه تارهای آذری ولی بزرگتر میباشند.

اما سازهای دست اساتیدی چون آقاعلی اکبر، آقا حسینقلی و میرزا عبدالله نشاندهنده آن است که سازندگانی ظریفنر و استاد تر داشته اند. اوج کمال این سازها ساخت استاد فرج الله هستند که در ساخت کاسه و نقاره ظرافت بیشتری را دارا است.

استاد فرج الله که جزء اساتید منتخب دارالصناعه ناصری بود بدستور ناصرالدین شاه در این مکان به ساز سازی مشعول بوده است

او سازهایی بسیار زیبا ساخته است که نمونه های آن در دست میرزا عبدالله و آقاحسینقلی  و شااگردانشان بچشم میخورد. این تارها حتی بسیار زیبا تر و خوشتراش تر ازبرخی سازهای امروزی است سازهای فرج بسیار خوش مضراب بوده و در مضرابهای قوی  صدا گم و گنگ نمیشود (ضعفی که بیشتر سازهای جدید دارند یکی هم این است که در مضرابهای ملایم خوش صداو زنگ دار اما در مضرابهای قوی فرو میریزند.)

 سازهای استاد فرج الله نقاره هایی ظریف و کاسه هایی بزرگ با دهانه هایی گنبدی شکل که نشان از معماری ایرانی است داشته اند. طول کاسه به نسبت سازهای مدل یحیی حدود 3 سانتینتر کوتاه تر است و در عوض پهنای کاسه 3 سانتیمتر بیشتر ا ز کاسه های امروزی است.وآنگونه که در عکسها میبینید سازهای استاد فرج چندان هم پشت تخت بنظر نمیرسد و کاسه های گرد و قلمبه ای  دارند به هرحال از همه الگوهای قدیمی اطلاع نداریم اما شاید استاد الگوهای دیگری هم داشته است.

 از استاد فرج تارهایی با کاسه های یک تکه نیز موجود است (نمونه ای در دست آقای پوریا صفت  موجود است ) امااینکه استاد فرج الله در تارسازی شاگرد چه کسانی بوده مشخص نیست اما قبل از ایشان تارسازانی چون ایوب خان و داوود خان مشهور بوده اند. واضح است که در آنزمان هم تار سازانی بوده اند اما همانند امروزه آنانی معروف میشده اند که مورد توجه وسفارش اساتید قرار میگرفتند. و استاد فرج الله از آندسته بوده است وتنها تار ساز مطرح زمان خود بوده است. تا جایی که ظل اسلطان پسر ناصرالدین شاه برای طرب خانه دربار سازی به او سفارش میکند.

اما  اینکه امروزه هر ساز کج و کوله و قدیمی ناشناسی را ساز اوس فرج مینامند صحیح نیست.

درسمت راست و بالا نمونه مختلف از سازهای ساخت استاد فرج را در دست اساتید میبینید در پایین  نیز یک الگوی قدیمی ازروی ساز فرج که البته سازنده معلوم نیست (احتمالا" عباس صنعت)

(این الگوهای قدیمی که به کاسه های میرزا عبداللهی معروف است امروزه در نزد سازندگان فراموش شده)

از شاگردان فرج یکی را میشناسیم که همان یحیای معروف است نام او هوانس آبکاریان و از ارامنه جلفای اصفهان است یحیی خان علاوه بر شاگردی استاد فرج نزد پدرش خاچیک نیز اصول نجاری و ساز سازی راآموخت هامبارسون تار ساز نیز دایی یحیی خان است که تارهای خوش صدایی از او به یادگار مانده است . یحیی خان مردی با سواد و در خانواده نسبتا" مرفهی بدنیا آمده او علاوه بر اینکه کارمند دولت بوده است به برخی زبانهای دیگر نیز آشنایی داشته است برادر یحیی خان نیز از کشیشان سرشناس ارامنه و اسقف جلفا بوده است. (برای مطالعه بیشتر در زندگی یحیی به نوشتار تینوش بهرامی مراجعه نمایید)

یحیی در ابتدای کار از الگوهای متداول آنروز که شباهتی به تارهای قدیم داشته متابعت میکرده است و الگوی استاد فرج الله را میساخته و طبیعتا" نه شاگردان میتوانستند الگوی استاد را نادیده بگیرند و نه اساتید تغییر الگوی تار را میپذیرفتندد بنا براین تارهای اولیه یحیی میبایستی شبیه به سازهای استاد فرج بوده باشد که در بالا نمونه ایی از این الگوهای قدیمی را با نمونه صدا آورده ایم این ساز که از الگوهای فرج میباشد از سالمترین تارهای قدیمی است و میتواند الگوهای قدیم تار را نمایش دهد که متاسفانه امروزه از بین رفته و سازندگان آنرا فراموش کرده اند.

به هر حال یحیی از مدلهای فرج الله آغاز کرد و یکشبه به طرح نهایی خود نرسیده اما بعدها که معروف تر شد توانست تغییراتی را در ساخت تار ایحاد نماید شاید تغییرات سیاسی و اجتماعی بعد از مشروطه و عصر رضا شاه خصوصا" باز شدن فضای موسیقی در این تغیرات موثر بوده است اکنون کنسرتهای موسیقی دیگر حتی در فضاهای باز ایجاد شده همچنانکه علیخان ظهیرالدوله کنسرتهای بزرگ انجمن اخوت را در باغ خود و علنا" با حضور مردم برگزار میکرد این فضاها صداهای پرطنین تر میطلبید و همچنین اساتید سفارشات مخصوصی برای ساخت تارهای خوش صدا وپر حجم تر میدادند همچنانکه موسیقی از پستوها بیرون میامد سازهای پر طنین تر و خوش صداتری میطلبید .

در عکسی که از کارگاه یحیی با حضور آقا حسینقلی و گروه نوازندگان موجود است عکسهایی از تار یحیی خان در دست نوازندگان دیده میشود که از سازهای اولیه بزرگتر و پرحجم تر مینماید خصوصا" تار دست جناب میرزا حسینقلی با نقاره بسیار بزرگتر از الگوهای متداول کاملا" مشهود است این سفارشات که احتمالا" به خواسته نوازندگان ساخته میشده صدای مطلوب را در میهمانیها و کنسرتهای پر جمعیت و همچنین ظبط برتر صدا را ایجاد میکرده است.امروز این سازهای اولیه یحیی را بعنوان سازهای بدون مهر یحیی میشناسند ابعاد دهانه کاسه و نقاره این تارها با سازهای بعدی ومهر دار یحیی یکی است اما حجم کاسه و نفاره بزرگتریا کوچکتراز الگوهای مهر دار میباشد.

همانگونه که در عکس میبینید اساتید همین سازهای بزرگ را هم روی سینه مینواختند چرا که این سازها با توجه به بزرگی از عمق نسبتا" کمتری برخوردار بودند که نوازندگی را بر روی سینه هموار میساخته

اما با عمیق تر شدن سازها در الگوهای جدید کم کم سازها بر روی زانو  قرار داده شد اما آنگونه که در عمل بدست آمده است نوازندگی تار به هر دو شیوه هنور هم معمول است و بسته به حال و هوای ملودی گاهی نوازنده باید ساز را تنگ در آغوش کرفته و به خود نزدیک تر نماید. در نقاشیهای چهلستون اصفهان تار شش سیمه دیده میشود که در حالت نشسته نواخته میشود ودر برخی حجاربهای باستانی نوازندگان ایستاده ساز مینوازند ونیز اساتید ایرانی در عهد قاجار به هر دو شیوه تار مینواختند. وتوانایی نوازنده زمانی به اوج میرسد که بتواند تار را در هر دو حالت ایستاده و نشسته بنوازد.

تارهای مهر دار یحیی:

آنگونه که از نامه یحیی به مدیر روزنامه ناهید بر می آید یحیی در کار تار سازی وقفه هایی نیز داشته وپیوسته کار نکرده است او در نامه خود مینویسد:

...اوقاتیکه ناچارا" دست از حرفه خود کشیده و بنوکری دولت اشتغال داشتم در هر گوشه ایی که بودم حقیر را تشویق به اعاده شغل اولیه ام مینمودند حتی اخیرا" که در قزوین بودم سفارشات زیادی بحقیر رسید بقدری که مشتبه شده و یقین کردم که در روحیات جامعه تغییری حاصل و شاید ممیزی در اصل و بدل گردیده این بود که دست از یک لقمه نان راحت کشیده و با شوق مفرطی با تیشه بی پیر بجان تنه های درخت بارور توت و گردو افتادم ولی افسوس که تهران همان تهران سابق و حقیر هم در گوشه فراموشی باتلاف اوقات عزیز مشغول و بقول عوام، مردم هر گردی را گردو میدانند...

یحیی خان از سالهای 1322 قمری به بعد یعنی از سالهای 30 سالگی مهر خود را بر روی سازها حک میکرده است و از این سالها کم کم الگوی خود را نها یی کرده است  این سازها تقریبا" به اندازه مناسب رسیده و دیگر به نام الگوی یحیی شناخته شده است  تاریخهای مهر یحیی سالهای 1322-1340-1343-1345 و 1352 قمری میباشد (این تاریخها ممکن است تاریخ تغییراتی باشد که یحیی در ساز ایجاد میکرده است) از یحیی تارهایی با دو مهر نیز بر جای مانده است مهری زیر سیم گیر و مهری روی دسته و گاه مهری پایین دسته و مهری در بالا زیر دسته اما بعلت سفارشات فراوان بعدها شاگردان یحیی کارهای سخت چون خالی کردن کاسه را انجام میدادند و استاد مراحل دیگر را به انجام مبرسانده است یحیی علاوه بر طرح کاسه و نقاره زیبا که با عدد طلایی در ریاضی منطبق است (مثلا" دهنه 15 به قطر 25کاسه) هنرمندی خاصی در ساخت دسته تار داشته که بیشتر کارشناسان  ساز اصل یحیی را از روی دسته و سر پنجه آن تشخیص میدهند ( چیزی که از چشم بدلکاران دور بوده است آنها بیشتر به کپی کردن کاسه و نقاره توجه داشتند وصتعت دسته را جا انداخته بودند همچون سازندگان امروز!)

 گویند به وقت مرگ یحیی، کاسه های بسیاری تراشیده و ناتمام مانده بود که یکی از شاگردان او بنام محمد پوستی این سازها را تکمیل و با مهر یحیی فروخته است. همچنین سازهای بسیاری با مهرهای تقلبی بنام یحیی موجود است.(یحیی خان بر دامنه کوه صفه اصفهان مدفون است)

 اما آنچه را باید گفت چه بپذیرند یا نپذیرند آن است که روحیه جوانمردی و درویشی و انسان دوستی یحیی بوده که همراه صنعت او به سازها روح میبخشیده نه آنکه امروزه بدلکاران پول پرست میپندارند. و میلیمتر به میلیمتر اندازه ها را در نظر میاورند اما گذشت یک تومان را ندارند آری نوازندگان و سازندگانی ماندگار شدند که درویشی بر توانگری اختیار کردند با خدا و خلق دوستی ورزیدند  آنها در دل مهری و در چشم اشکی داشتند از اینرو  صدای ساز آنها  تنها خوش صدا نبود بلکه ملکوتی و آسمانی بود. وگرنه از کجا خشک جوب آوای دوست یرمی آورد؟!

نه هر که چهره بر افروخت دلبری داند   نه هر که آینه سازد سکندری داند

هزار نکته باریکتر زمو اینجاست       نه هر که سر بتراشد قلندری داند.     حافظ

ارسال در تاريخ دوشنبه 1390/01/29 توسط farhad

 
 
زندگی نامه ی بتهوون چهره بتهوون اثر کارل یگرلودویگ وان بتهوون (متولد ۱۶ دسامبر ۱۷۷۰ – ٿوت ۲۶ مارس ۱۸۲۷) یکی از موسیقیدانان برجسته آلمانی بود که بیشتر زندگی خود را در وین سپری کرد. وی یکی از بزرگ‌ترین و تأثیر گذارترین شخصیتهای موسیقی در دوران کلاسیک و آغاز دوره رومانتیک بود. بتهوون به عنوان بزرگ‌ترین موسیقیدان تاریخ همیشه مورد ستایش قرار گرٿته. آوازه او موسیقیدانان، آهنگسازان، و شنوندگانش را در تمام دوران تحت تأثیر عمیق قرار داده. در میان آثار شناخته شده وی می‌توان از سنٿونی نهم، سنٿونی پنجم، سنٿونی سوم، سونات پیانو پاتتیک، مهتاب و هامرکلاویر، اپرای ٿیدلیو و میسا سولمنیس نام برد.

بتهوون در شهر بن آلمان متولد شد. پدرش یوهان وان بتهوون اهل هلند (ٿلاندر آن زمان) بود و مادرش ماگدالٿنا کٿوٿریچ وان بتهوون تبار اسلاو داشت.

اولین معلم موسیقی بتهوون پدرش بود. پدرش یوهان یکی از موسیقیدانان دربار بن بود. او مردی الکلی بود که سعی می‌کرد بتهوون را به‌زور کتک، به عنوان کودکی اعجوبه همانند موتزارت به نمایش بگذارد. هر چند استعداد بتهوون بزودی بر همه آشکار شد. بعد از آن بتهوون تحت آموزش کریستین گوت‌لوب نیٿه قرار گرٿت. همچنین بتهوون تحت حمایت مالی شاهزاده اٿلٿکتور (همان درباری که پدرش در آن کار می‌کرد) قرار گرٿت. بتهوون در سن ۱۷ سالگی مادر خود را از دست داد و با درآمد اندکی که از دربار می‌گرٿت مسئولیت دو برادر کوچک‌ترش را بر عهده داشت.

بتهوون در سال ۱۷۹۲ به وین نقل مکان کرد و تحت آموزش ژوزٿ هایدن قرار گرٿت. ولی هایدن پیر در آن زمان در اوج شهرت بود و به قدری گرٿتار، که زمان بسیار کمی را می‌توانست صرٿ بتهوون بکند. به همین دلیل بتهوون را به دوستش یوهان آلبرشت‌برگر معرٿی کرد. از سال ۱۷۹۴ بتهوون به صورت جدی و با علاقه شدید نوازندگی پیانو و آهنگسازی را شروع کرد و به سرعت به عنوان نوازنده چیره‌دست پیانو و نیز کم‌کم به عنوان آهنگسازی توانا، سرشناس شد.

بتهوون بالاخره شیوه زندگی خود را انتخاب کرد و تا پایان عمر به همین شیوه ادامه داد: به جای کار برای کلیسا یا دربار (کاری که اکثر موسیقیدانان پیش از او می‌کردند) به کار آزاد پرداخت و خرج زندگی خود را از برگذاری اجراهای عمومی و ٿروش آثارش و نیز دستمزدی که عده‌ای از اشراٿ که به توانایی او پی برده بودند و به او می‌دادند، تأمین می‌کرد.

زندگی او به عنوان موسیقیدان به سه دوره «آغازی»، «میانی» و «پایانی» تقسیم می‌شود:

در دوره آغازی (که تقریباً از سال ۱۸۰۲ آغاز می‌شود) کارهای بتهوون تحت تأثیر هایدن و موتزارت بود، در حالی که در همان زمان مسیرهای جدیدتر و به تدریج دید وسیع‌تری در کارهایش را کشٿ می‌کرد. بعضی از آثار مهم وی در دوران آغازی: سنٿونی‌های شماره ۱ و ۲، شش کوارتت زهی، دو کنسرتو پیانو، دوازده سونات پیانو (شامل سوناتهای مشهور پاتٿتیک و مهتاب).

دوران میانی کمی بعد از بحران روحی بتهوون به علت کری آغاز شد. آثار بسیار برجسته‌ای که درون مایه اکثر آنها شجاعت، نبرد و ستیز است در این دوران شکل گرٿتند. این آثار بزرگ‌ترین و مشهورترین آثار موسیقی کلاسیک را شامل می‌شود. آثار دوره میانی: شش سنٿونی (شماره‌های ۳ تا ۸)، سه کنسرتو پیانو (شماره‌های ۳ تا ۵) و تنها کنسرتوی ویولن، پنج کوارتت زهی (شماره‌های ۷ تا ۱۱)، هٿت سونات پیانو (شماره‌های ۱۳ تا ۱۹) شامل سوناتهای والدشتاین و آپاسیوناتا، و تنها اپرای بتهوون «ٿیدلیو».

دوره پایانی ٿعالیتهای بتهوون در سال ۱۸۱۶ آغاز شد. آثار دوران پایانی بسیار قابل ستایشند و آنها را می‌توان عمیقاً متٿکرانه و بسیار بیانگر سیمای شخصی بتهوون توصیٿ کرد. همچنین بیشترین ساختار شکنی‌های بتهوون را در آثار این دوره می‌توان یاٿت (به طور مثال، کوارتت زهی شماره ۱۴ در دو دیٿز مینور دارای ۷ موومان است، همچنین بتهوون در آخرین موومان سنٿونی شماره ۹ خود از گروه کٿر استٿاده کرده). آثار برجسته این دوره: سونات پیانوی شماره ۲۹ هامرکلاویر، میسا سولمنیس، سنٿونی شماره ۹، آخرین کواتت‌های زهی (۱۲ - ۱۶) و آخرین سونات‌های پیانو (۲۰ - ۳۲). بتهوون در این زمان شنوایی خود را به طور کامل از دست داده بود.

بتهوون را اینچنین توصیٿ می‌کند: «برترین ذهن در کل بشریت».

بتهوون بیشتر اوقات با خویشاوندان و بقیه مردم نزاع و به تلخی برخورد می‌کرد. شخصیت بسیار مرموزی داشت و برای اطراٿیانش به مانند یک راز باقی ماند. لباسهایش کثیٿ و به هم ریخته بود. در آپارتمانهای بسیار به هم ریخته زندگی می‌کرد. بسیار تغییر مکان می‌داد. طی ۳۵ سال زندگی در وین حدود چهل بار مکان زندگی‌اش را تغییر داد. در معامله با ناشرانش همیشه بی‌دقت بود و اکثر اوقات مشکل مالی داشت.
 
 
 
بیوگرافی بتهوون موسیقیدان ناشنوا
بیوگرافی : «لودويگ‌ فان بتهوون» در 17 دسامبر سال 1770 در شهر بن ديده به ‏جهان گشود. پدر او «یوهان» نوازنده دربار بن بود كه علاقه‌ ديوانه‌واری به مشروب داشت. ‏از مادر بتهوون هميشه به عنوان بانويی مهربان، باشخصیت و خوش‌قلب ياد می‌‌شود. ‏بتهوون از مادر خود به عنوان بهترين دوست خود ياد می‌‌كرد.‏ بتهوون در همان اوايل كودكی به موسيقی علاقه‌ نشان داد و پدرش روز و شب و گاه به ‏‏‌زور کتک به تعليم وی همت گماشت. شكی نبود كه اين كودک استعداد خدادادی داشت ‏و پدرش پرورش موزارت ديگری از وی در سر می‌‌پروراند.‏

لودويگ برای آموختن ارگ و تركيب‌های موسيقيايی نزد موسيقيدان بزرگی چون «گوتلوب ‏نيفه» به تحصيل پرداخت‏‎. ‎در ژوئن 1784 و به سفارش نيفه، لودويک در حالی كه تنها 14 ‏سال داشت به عنوان نوازنده‌ ارگ در دربار «ماركسيميليان فرانز» عضو هيئت گزينش شهر ‏كوگولن منصوب شد‎ ‎‏ و سپس ساکن شهر وین شد.‏

شخصیت : بتهوون بیشتر اوقات با خویشاوندان و بقیه مردم نزاع و به تلخی برخورد ‏می‌کرد. شخصیت بسیار مرموزی داشت و برای اطرافیانش به مانند یک راز باقی ماند. ‏لباسهایش کثیف و به هم ریخته بود. در آپارتمانهای بسیار به هم ریخته زندگی می‌کرد. ‏بسیار تغییر مکان می‌داد. طی ۳۵ سال زندگی در وین حدود چهل بار مکان زندگی‌اش را ‏تغییر داد. در معامله با ناشرانش همیشه بی‌دقت بود و اکثر اوقات مشکل مالی داشت.‏

بتهوون هیچگاه در خدمت اشراف وین نبود. بر این اعتقاد داشت که هنرمندان به اندازه ‏اشراف قابل احترام‌اند. ‏

وِجهه او به قدری بزرگ بود که وقتی در سال ۱۸۰۹ تهدید کرد که پستی را خارج از اتریش ‏خواهد پذیرفت، سه نفر از نجبا ترتیبات خاصی برای نگهداشتن وی در وین به عمل آوردند. ‏

بتهوون شیوه زندگی خاصی را برای خود انتخاب کرد و تا پایان عمر به همین شیوه ادامه ‏داد ، به جای کار برای کلیسا یا دربار ، به کار آزاد پرداخت و خرج زندگی خود را از ‏برگذاری اجراهای عمومی و فروش آثارش و نیز دستمزدی که عده‌ای از اشراف که به ‏توانایی او پی برده بودند و به او می‌دادند، تأمین می‌کرد.‏



ناشنوایی و تئوری‌ها :‏ در 28 سالگی شنوایی بتهوون رو به نقصان گذاشت ، در آغاز وی از تینیتوس رنج می‌برد و ‏برای عیان نشدن کم‌شنوایی از مکالمات اجتناب می‌کرد ، در اوایل بیماری وی از سمعکی ‏استفاده می‌کرد که به وسیله نوار سری که می‌بست مخفی می‌شد و دست‌هایش را ‏برای کارهایش آزاد می‌گذاشت. اما در 44 سالگی بتهوون کاملا کر شده بود.‏

احتمال فراوان دارد که آسیب شنوایی بتهوون به خاطر فشرده شدن عصب هشتم به ‏خاطر بیماری پجت باشد ، سر بتهوون کاملا بزرگ بود و پیشانی کاملا برجسته‌ای ‏داشت ، آرواره بزرگ و چانه جلوآمده‌ای داشت ، ویژگی‌هایی که با بیماری پجت ‏سازگارند. نوشته‌ها نشان می‌دهند که به خاطر بزرگ شدن استخوان‌ها کلاه و کفشش ‏دیگر اندازه‌اش نبود.‏

البته در فیلم محبوب جاودان ‏Immortal Beloved‏ که بر اساس زندگی بتهوون ساخته ‏شده است ، سه تئوری به عنوان دلایل کاهش شنوایی بتهوون مطرح شده است :‏ نوروسیفیلیس ، آسیب‌هایی که به خاطر افتادن‌های متعدد و سایر آزار و اذیت‌های    پدر ‏بتهوون در کودکی متحمل شده بود و بلاخره اتواسکلروزیس. ‏

این سه تئوری متعاقب اتوپسی که در وین در 27 مارس 1827 روی جسد بتهوون انجام ‏شد انجام شد ، تا حد زیادی اعتبار خود را از دست دادند. کالبدشکافی بتهوون به وسیله ‏کارل روکیتانسکی انجام پذیرفت که لقب پدر آناتومی آسیب‌شناسانه را هم بر خود دارد.‏ روکیتانسکی در حین تشریح بتهوون متوجه جمجمه پرچگال یکنواخت و ضخیم و اعصاب ‏شنوایی چروک‌خورده شد ، که در بیماری پجت دیده شوند ، به علاوه مطالعات بعدی ‏شواهدی از آرتریت شریان‌های شنوایی و یا اوتیت مدیای مکرر را نشان ندادند.‏ بنابراین با توجه به این شواهد بهترین تئوری برای توجیه علت ناشنوایی بتهوون همین ‏بیماری پجت است.‏

مختصری درباره بیماری پجت : بیماری پجت ‏Paget‏ که به آن استئیت دفورمان هم ‏گفته می‌شود ، یک بیماری غیربدخیم است که باعث افزایش جذب استخوانی و در پی ‏آن رسوب یک ماتریکس استخوانی پرچگال و بی‌نظم می‌شود که به طور غیرمؤثر کانی ‏شده است. منشأ بیماری نامشخص است و غالبا مبتلایان به آن بی‌علامتند. در بیماران ‏علامت‌دار بر حسب استخوانی که درگیر شده علایم متغیرند : درد استخوانی ، سر درد ، ‏کاهش حی شنوایی یا بینایی از جمله علایم بیماری هستند. تشخیص معمولا به وسیله ‏رادیوگرافی انجام می‌شود و بیس‌فسفونات‌ها درمان معمول بیماری هستند. ‏



افسردگی : به دنبال ناشنوایی بتهوون به شدت افسرده شد و به الکل پناه برد. همین ‏افسردگی بود که باعث مهاجرت وی از وین به شهر کوچکی در اتریش به نام ‏Heiligenstadt‏ شد ،جایی که در آنجا مقاله‌ای مشهور به رشته تحرير درآورد و در آن ‏نوشت كه او اگر به عنوان يك موسيقيدان ديگر توانايي شنيدن نداشته باشد ديگر دوست ‏نخواهد داشت كه به اين زندگي ناعادلانه ادامه دهد. ‏ اما عشق وی به موسیقی مانع از خودکشی شد و بتهوون دريافت كه هنوز زوايای ‏بسياری از موسيقی را كشف نكرده است؛ به همين دليل نه تنها خودكشي نكرد بلكه به ‏وجود علم به اين كه ناتواني جسمي وي روزبه‌روز بدتر خواهد شد آثار بسيار زيادي از خود ‏به يادگار گذاشت.‏ سونات‌هاي استثنايي وي براي پيانو مثل توفان و اپوس 31، سمفونی شماره‌ 2و3 ، ارويكا ‏و سمفونی نهم در اين دوران خلق شدند. در واقع شمار قابل توجهی از آثاری جاودانی که ‏از ذهن بتهوون نشأت گرفت ، هیچگاه به وسیله خود وی شنیده نشد.‏

سمفونی نهم : در دوره‌ای که بتهوون سمفونی شماره 9 را می‌ساخت کاملا ‏ناشنوا بود و از ناشنوایی احساس شرم می‌کرد و گوشه گیری اختیار می‌کرد.‏

بتهوون علاقه خاصی به شیلر داشت و در سمفونی شماره 9 نیز شعر "در ستایش ‏شادی" او را استفاده کرد.‏

ساخت سمفونی شماره 9 دو سال طول کشید (از سال 1822 تا 1824) و اولین بار در ‏می 1824 در وین به روی صحنه رفت. ‏ سند معتبری وجود دارد مبنی بر اینکه وقتی این ش-ا-هکار وی اجرا می‌شد ، در هنگام کف ‏زدن و تشویق بی ‌امان حضار وی قادر به شنیدن صدای تشویق نبود و با اشاره اطرافیان ‏وی به عقب برگشت تا متوجه تشویق تماشاچیان بشود ، در این لحظه وی به حدی متأثر ‏شد که ناخود‌آگاه گریست. ‏


سمفونی نهم بتهوون با رهبری کاراجان

این سمفونی یکی از آثاری است که درتاریخ سیاست از آن استفاده شده است و در ‏میان هر دسته و هر ایدئولوژی ای طرفداران بسیاری دارد ‏ انگلس می‌گوید: "روزی كه بشر سمفونی نهم را آيين رفتاری خود قرار دهد آن روز ‏بتهوون جايگاه حقيقي خود را يافته است." و بیسمارک اعتقاد داشت که : "اگر من ‏سمفونی نهم را بيشتر گوش كرده بودم امروز بسيار شجاعتر بودم." به گفته هيندنبورگ: ‏‏"امروز اشک‌‌های زيادي در خانواده‌هاي آلماني می‌‌ريزد، ولي بتهوون به ما مي آموزد كه ‏اگر كسي خود را در اختيار موسيقي او بگذارد نمی‌‌تواند نگون‌بخت بشود. او ‏تسكین‌دهنده رنجهای ماست." در زمان جنگ دوم جهانی آلمانی ها هرجا را اشغال می ‏کردند، این سمفونی را می‌نواختند. این سمفونی برای تولد هیتلر نواخته شد. نخست ‏وزیر زیمباوه آن را به عنوان سرود ملی کشورش انتخاب کرد ، واتیکان از این سمفونی ‏دفاع کرد و بالاخره این سمفونی سرود جامعه مشترک المنافع اروپا شد.‏

مرگ : بتهوون در سال 1826 دچار سرماخوردگی شديد شد. بيماری وی ديگر ‏مشكلات جسماني وی را كه در تمام طول زندگي با وی همراه بود پيچيده‌تر كرد. بتهوون ‏در 26‌ام ماه مارس 1827 درگذشت در حالی كه دوستان نزديك وی بر بالينش جمع شده ‏بودند. مراسم تدفين وي با حضور حدود 10 الي 30 هزار نفر انجام شد.‏

اما همانطور که فرضیات مختلفی درباره علت ناشنوایی بتووون وجود دارد ، درباره علت ‏مرگ بتهوون هم تئوری‌های متفاوتی نوشته شده است.‏

سیروز کبدی : کبد بتهوون آتروفیک ، ندولار و سیروتیک بود ، که نشاندهنده کبد الکلی ‏در پی استفاده مکرر بتهوون از الکل بود. ‏

تحقیقات اخیر بر اساس دسته‌ای از موهای بتهوون که پس از مرگش باقی مانده، نشان ‏می‌دهد که مسمومیت سرب باعث بیماری و مرگ نابهنگام وی بوده (مقدار سرب خون ‏بتهوون ۱۰۰ برابر بیشتر از مقدار سرب در خون یک فرد سالم بود). احتمالاً منبع این سرب ‏از ماهیهای رودخانه آلوده دانوب و ترکیبی از سرب که برای شیرین کردن شراب استفاده ‏می‌شده و یا ظروف چینی آن دوران بوده است. همچنین این مقدار سرب می‌تواند ‏توجیه‌کننده رفتارهای عجیب و غریب و پریشانی‌های بتهوون باشد.‏ 

                           
ارسال در تاريخ دوشنبه 1390/01/29 توسط farhad

 

 

نی – که قدیمی ترین ساز بادی است و در ایران سه نوع آن مورد استفاده قرار می گیرد :

 

1 ) نی کوتاه و با قطر نسبتا کلفت که سازی است محلی و با آن آهنگهای محلی را اجرا می کنند و دو نوع صدا ازآن اخذ میشود :

     - بم که در آن نوازنده از صدای خود کمک می گیرد و  دو رگه است .

     - صدای زیر که یک اکتاو با بم اختلاف دارد و گاهی نوازنده دو صدا را با هم مخلوط می کند .

این نوع نی معمولا دارای 7 بند است که 5 سوراخ روی آن و یکی در پشت آن قرار دارد و طول آن معمولا 30 تش 33 سانتی متر و قطر آن تقریبا 5/2 سانتی متر است و در اکثر نقاط ایران وجود دارد  .

 

2 ) نی بلند که در قدیم به نای خرک معروف بوده و شاید به خاطر بلندی ، به این نام معروف شده .

این نی تقریبا بلند ترین نوع نی است که صدای بسیار بمی دارد و در قدیم صدای حالت دست بسته آن را با صدای سیم بم عود یکی می دانستند .

این نوع نی دارای 5 سوراخ است که 4 سوراخ روی آن و یکی در پشت آ» قرار دارد و به درستی نمیتوان گفت دارای 7 بند است . طول این ساز بین 70 تا 80 سانتی متر است و قطر دهنه آن تقریبا 5/2 سانتی متر می باشد .

صدای بسیار بم و سوزناکی دارد و در بین مردم این نی و نی کوتاه اصطلاحا به نی چوپانی معروف اند .

 

3 ) نی 7 بند ، نوع سوم نی هفت بند است که جزء سازهای موسیقی اصیل می باشد ، ساختمان آن تقریبا تثبیت شده است و روی آن 5 سوراخ و پشت آن یک سوراخ دارد .

ایت ساز را معمولا با دندان می نوازند  ، لیکن نوازندگانی هستند که آنرا با لب می نوازند و نواختن این ساز را با دندان جزء ابداعات نایب ادالله می دانند که به احتمال قوی این طرز نواختن قبل از وی نیز رایج بوده . بدین ترتیب که سر آنرا در دهان بین دندانها می گذارند و هوا را بدون واسطه به داخل نای می دمند .

برای دمیدن در نی باید از نفسی که در داخل ششها اندوخته می کنیم استفاده شود. سر نی را باید وسط دندان پیشین قرار داد و بعضیها بر حسب عادت نی را میان دندان نیش و پیشین می گذارند که حالت اول اصولی تر است ، به خاطر اینکه هوا مستقیم وارد نی می شود در هر دو صورت  ، زبان باید روی نی قرار گیرد .

 

نی 7 بند دارای چهار وسعت صوتی به قرار زیر است :

بم – اوج – غیث – پس غیث ، نوازندگان پر تجربه دو نوع بم را اخذ می کنند که یکی بم قوی است و صدای دو رگه وبسیار سوزناک ودلنشینی دارد که برای این صدا به نفس بیشتری احتیاج است و هنگام نواختن برای این صدا نی را باید با زاویه باز تری نواخت و دیگری صدای بم نرم است که زاویه نی را باید بسته تر از بم قوی گرفت و با نفس کمتری در آن دمید .

با نی میتوان ویبراسیون، نت های مقطع ، تریل ، نگاهداشتن نت پایه و ملودی پردازی ترمولو را اجرا کرد.

ارسال در تاريخ یکشنبه 1390/01/28 توسط farhad
واقعا وقتی این مطالب رومی بینم حیفم میاد نزارم توی بلاگ.بیوگرافی یکی از بزرگترین ویلنیست های جهان.

سامول يروانيان در 25 ژانويه 1966 در ایروان جمهوری ارمنستان متولد شد . او در سن 7 سالگی فراگیری موسیقی را تحت تعلیم " استاد آرمن میناسین " قرار گرفت. وی در اکثر مسابقاتی که تا بحال شرکت کرده موفق شده تمام جوایز اول را در گروه سنی خودش کسب کند
در سال 1980 در رشته آهنگسازی و نوازندگی ويولون فارغ التحصیل شد و با نواختن کنسرتو شماره 2 هنری ویتان يک مقام ستايش و استقبال عمومی از تمام اعضای دانشکده دريافت کرد

سپس تحصيلاتش را در کنسرواتوار موسيقی چایکوسکی زیر نظر و رهبری " استاد ادوارد دایان " ادامه داد. در سال های بعد او همواره مایه افتخار استاد خود بود تا جایی که استادش از او به عنوان بزرگ ترین چهره آینده در نوازندگی ویولون یاد می کرد

در سال 1993 یروانیان مدرک دکترای خود را از کنسرواتوار موسیقی کمیتاس در جمهوری ارمنستان گرفت و و با اینکه یکی از بهترین ها در حرفه خود می
باشد همچنان به فکر پیشرفت در این زمینه میباشد. در زمان فارغ
التحصیلیش او چندین تصنیف کلاسیک را تنظیم نمود و با تکنیک منحصر به
فردش نواخت که شامل:
1-Back's Adagio and Fugue in G Minor
2-Mozart's violin concert No. 5 in A Major
3-Paganini's Caprice No. 21 in A Major
4-Sarasarte's Gypsy Melodies
MUSICAL STYLES
Classical, Popular, Jazz & Folk - including Russian, Bulgarian,

Romanian, Moldavian, Armenian, Persian, Arabic, Latin and other.

ارسال در تاريخ یکشنبه 1390/01/28 توسط farhad

بربط:

بربط سازي است ايراني که از عهد باستان در ايران وجود داشته و در زبان فارسي به آن رود يا شاهرود هم گفته مي شده ولي پس از قبول دين اسلام از طرف اکثريت ايرانيان و تاثير فرهنگ و هنر ايراني بر فرهنگ عرب بربط يکي از سازهاي اصلي موسيقي عرب شد که در زبان عربي به آن عود يا مرهر يا کران مي گويند.
در اين زمان عود به معناي ترکه چوب نازک و چوب مي باشد.
هنرمندان و صنعت گران ايراني که براي ساختن کعبه به مکه آمده بودند بربط و طرز نواختن آن را با خود به آن مکان مقدس بردند و ابن سريج يکي از نوازندگان و موسيقي دانان بزرگ و به نام آن روز عرب بربط را که انواع گوناگون داشته از ايرانيان به عاريت گرفت و اولين شخصي بود که موسيقي عرب را با اين ساز ايراني اجرا کرده است. اين ساز سابقا 4 سيم داشته که زرياب در اندلس سيم پنجمي به آن اضافه مي کند. زرياب کبير يکي ديگر از نوازندگان بزرگ بربط همان زمان که در دربار هارون الرشيد بود با نوع آوري و ابداعات و ابتکارات خاص خود تغييراتي در عود داده بود.با اين حال عود ساخت او با آن که مساوي سازهاي ديگر بود از همان چوب ساخته مي شد از لحاظ وزن حدود يک سوم وزن عودهاي معمولي سنگين تر بود .سيم اول عود وي از ابريشم بافته مي شد که از تار سازهاي همکاران و رقيبانش بسي بهتر بود. سيم هاي دوم و سوم و چهارم سازش را از روده بچه شير مي تافته.عود چهار سيم را عود قديم يا عود کلاسيک مي ناميدند.عود کامل با پنج سيم که براساس گام سيتماتيسها پرده بندي مي شده.
اعراب کوک نوع ايراني را براي کوک کردن سيم ها در حالت آزاد عود قبول کرده اند(لا ر سل دو)

*

ارسال در تاريخ یکشنبه 1390/01/28 توسط farhad


پیانو

کلمه پيانو تصغير شده کلمه pianoforte به معناي: ساز شستي دار که به سال 1709 توسط bartolommeo cristofori تحت نام گراوي چمبالو کول پيانو افورته از روي ساز ديگري به نام هارپسيکورد ساخته شد.
کريستوفوري مخترع اين ساز تغيير در مکانيسم زخمه اي آن به وجود آورده آنرا کوبشي نمود. در ساز پيانو شستي ها با مکانيسم خاصي به مضرابهاي چکشي ساز مربوط مي شوند به طوري که هرگاه بر روي شستي بکوبيم چکش مضراب نيز بر روي سيم کوبيده شده و به خاطر آزاد گذاردن سيم در ادامه ارتعاش کمي به عقب بر ميگردد.
در کنار هر يک از چکش هاي پيانو يک دستگاه خفه کننده صدا وجود دارد که مانع از ادامه طنين صوت است. به علاوه پدالهاي پيانو به دلخواه اجرا کننده طنين صوت را از اين حد کمتر يا زيادتر مي کند و به اين طريق نوازنده پيانو مي تواند با کمال سهولت به آهنگي که اجرا مي کند حالت بدهد.
امروزه پيانو به دو شکل مختلف ساخته مي شود: پيانوي بزرگ که به فارسي گاهي آن را اشتباها پيانو رويال ناميده اند متشکل از سه پايه و بر روي آن جعبه اي بزرگ و کمابيش سه گوش که يک ضلع آن به رديف شستي ها اختصاص يافته و دو ضلع ديگر منحني دار از دو جانب ادامه يافته به يک ديگر متصل مي شوند. در اين نوع چکش ها از زير سيمها به آنها کوبيده مي شوند. نوع دوم که آن را به زبان اروپائي پيانينو يا پيانو کوچک اصطلاح کرده اند و به فارسي پيانوي ديواري موسوم شده است. در اين نوع سيمها عمودي قرار دارند و چکش ها از جلو به سيمها برخورد مي کنند.
پيانو بعد از ارگ از لحاظ بزرگي ميدان صدا و تنوع حصول طنين هاي بسيار مطبوع ترين و وسيعترين ساز در بين سازهاي موسيقي است. ميدان صداي آن کمي بيش از هفت اکتاو است. اين خصوصيت سبب شده که پيانو به عنوان ساز سلو ساز همراهي کننده و نيز ساز شرکت کننده در ارکستر مجلسي و ارکستر بزرگ همه جا بتواند نقشي داشته باشد.
پيانو در زمان فتحعلي شاه به ايران آورده شد و از زمان ناصرالدين شاه مورد توجه قرار گرفت.
پس از تاسيس موزيک دارالفنون در کنار ديگر سازهاي خارجي مانند ارگ و قره ني و فلوت و ويولن نوازندگي آن معمول شد و رواج گرفت و چون بزرگ و سنگين و گران قيمت بود و هر کسي قدرت خريد آن را نداشت و تنها اعيان و اشراف به آن دسترسي داشتند اسباب تجمل خانه و وسيله تشخص آنها گرديد.
مي گويند اولين کسي که اين ساز را کوک ايراني کرد و در آن آهنگهاي ملي نواخت محمد صادق خان سرورالملک بود


 


ساز شناسی (جهانی) پیانو = piano


پیانو این ساز در سیر تحول سازهای زهی و اصولا در زمان پیدایش موسیقی با قدمت شش هزار ساله، اولین بار توسط شخصی به نام بارتولمئو کریستوفوری یکی از اساتید مشهور سازنده کلاوسن، سازی که به عنوان پدر پیانو شناخته می شود و صدایی مانند سنتور دارد.
در سال 1790 میلادی در شهر فلورانس ایتالیا ساخته شد. این استاد بزرگ به فکر افتاد که نواقص کلاوسن را با تبدیل مضرابهای مختلف که با فشار شسصتی ها از زیر به سیم های ساز برخورد می کرد و تعویض به چکش رفع نماید. اختراع او در دنیای موسیقی اهمیت فراوان یافت. کریستوفوری احتمالا خود نیز نمی دانست چه تحول عظیمی در جهان موسیقی به وجود خواهد آورد.کار مهم او این بود که از چکش های نمد پوش استفاده کرد. به علاوه اهرم جدیدی ساخت که چکش بتواند پس از ضربه روی سیم به سرعت برگردد. با این ابداع کلاوسن دگرگون شد و صدایی تازه در موسیقی به وجود آمد. به همین علت کریستوفوری برای معرفی ساز جدید نام نسبتا طولانی زیر را به کار برد.
یعنی کلاوسن با صدای آهسته و بلند این نامگذاری لازم بود تا وجه تمایز پیانو را با کلاوسن نشان دهد.

انواع پیانو
1. پیانو دیواری
در این ساز سیم های پیانو به صورت عمودی قرار گرفته و اهرم ها از طریق فشار بر روی شستی ها با زاویه 35 درجه چکش ها را به طرف سیم برده و بعد از ضربه زدن به سرعت بر می گرداند.
2. پیانو رویال
در این ساز سیم های پیانو به صورت افقی قرار گرفته و اهرم ها از طریق فشار بر روی شستیها با زاویه 35 درجه چکش را به طرف سیم به بالا پرتاب می کند و با سرعت زیاد به سیم ها ی افقی ضربه می زند، نظر به اینکه هر چه طول سیمها بیشتر باشد صدای پیانو مطلوبتر می شود. پیانو های دیواری نظر به محدودیت ارتفاع حداکثر تا ارتفاع 135 سانتی متر ساخته شده استو در پیانوی رویال نظر به اینکه در سطح محدودیتی ندارد هم اکنون پیانوهایی تا طول 308 سانتی متر نیز ساخته شده است.

پیانو لا
در سالهای دهه 1860 میلادی پیانوهایی ساخته شده بود که بدون نوازنده آهنگ می نواخت و نیازی به نوازنده نداشت. تنها به وسیله پدالهای دوگانه و با فشار دادن روی هر پدال کارتهای سوراخ شده مخصوص به ترتیب به محل مکانیزم پیانو وارد شده و شستی های مورد نظر را حرکت می دادند که چکش های مربوطه به سیم ها اصابت کرده و آهنگهای از پیش تعیین شده را اجرا می کرد.
وسعت صدای پیانو عبارت است از هفت اکتاو یا بیشتر.
به علت بزرگی وسعت صدای پیانو نت نویسی آن بر روی دو حامل صورت می گیرد که معمولا حامل زیرین برای اجرا با دست چپ و حامل بالایی برای اجرا با دست راست اختصاص یافته است.
می نمودند.


5راه تقویت نوازندگی پیانو

اگر شما یک نوازنده پیانو هستید و به دنبال راهکارهایی برای تقویت نوازندگیتان میگردید ، مطالب زیر رو مطالعه کنید.
پیانو یک ساز بزرگ و گرانبهاست . شما قبل از اینکه برای نواختن قطعات بزگ و زیبا و بیشتر تمرینات اون اماده بشید ، نیاز به دانستن یک سری از اطلاعات دارید . در این مقاله من میخواهم 5 راه موثر برای تقویت نوازندگی پیانو را به شما معرفی کنم .


1 - یافتن یک معلم پیانوی واجد شرایط

تحت تاثیر گفته های افرادی گه به شما میگویند شما به معلم پیانو نیاز ندارید قرار نگیرید ! من شدیدا به شما پیشنهاد میکنم که به دنبال یک معلم پیانوی واجد شرایط باشید ! چرا ؟ ... نکته مهم همینجاست. با وجود یک معلم پیانو و اینکه مجبور به انجام دادن کاری باشید ، شما خیلی سریع تر و خیلی بهتر یاد میگیرید .


2 – انجام تمرینات منظم

هیچوقت زمانی که خسته هستید تمرین نکنید ! چون در این هنگام شما تمرکز لازم برای تمریناتی که سودمند باشد و باعث پیشرفت شود را ندارید .
تمرینات منظم نوازندگی پیانو نیاز به یک هماهنگی خوب و مهارت در خواندن موسیقی دارد . برای بدست اوردن بهترین نتایج در تمرینات نوازندگی پیانو ، روزانه حداقل به 20 تا 30 دقیقه تمرین منظم نیاز است .


3 – مشخص کردن هدف واقعی هنگام تمرین

وقتی در حال خواندن و تمرین کردن یک اهنگ هستید ، هدفتان را مشخص کنید . اهنگی که از همه لحاظ درست و علمی باشد پیدا کنید و دانش و مهارت خودتان را با اون هماهنگ کنید . برای مثال وقتی در حال مطالعه و تمرین کتاب چرنی هستید ، هدفتان را مشخص کنید که مثلا هر روز یک صفحه را تمرین کنید . البته باید سطح کار و مهارت خودتان را در این میان در نظر داشته باشید .


4 – تقویت بینایی شما در خواندن

اگر شما هیچ مشکلی در خواندن نت های موسیقی ندارید خیلی سریع میتوانید اهنگهای جدیدی را یاد بگیرید .
کار بر روی مهارت در خواندن نت را با در اولویت قرار دادن تمرینات روزانه و اجرای چند میزان از تمرینات جدید قطعات پیانو ، ادامه دهید


5 – مطالعه کردن نوشته های در مورد اهنگسازان

وقتی شما در حال نواختن یک قطعه سونات از موتزارت هستید در حالی که هیچ چیز در باره زندگی اش نمیدانید ، نمیتوانید خود را در قالب شخصیت اصلی داستان قرار دهید و این نواختن با احساس درست را برای شما مشکل تر میکند . همه چیز در مورد اهنگساز مورد علاقه خود را یاد بگیرید و تلاش کنید که راه هایی برای نواختن اهنگهای او همانند خودش پیدا کنید .



مفهوم لغت پیانو و ساز پیانو

piano: کلمه پیانو چند مفهوم کاربردی داره که توضیحشون میدم:

خود کلمه پیانو در لغت به مفهوم نرم و ملایم هست

کاربرد دیگه این کلمه در اجرای یک آهنگه که هر وقت گفته میشه یک قطعه رو به صورت پیانو

بنوازین یعنی اینکه آهنگ رو به طور آهسته بنوازین (آهسته بودن قطعه فقط منطق شماست و از

میزان یا مقدار خاصی پیروی نمیکنه)

مخفف کلمه پیانو در نت خوانی P هست که به اجرای پیانو(آهسته)ی یک قطعه اشاره میکنه

و اما مفهوم دیگه کلمه پیانو همون ساز پیانو هست که همه ما با اون آشناییم.کلمه پیانو تصغیر

شده کلمه piano forte هست (به معنای ساز شصتی دار) که رفته رفته به piano موسوم شده

که از روی ساز دیگه ای به نام هارپیسکورد حدود 300 سال پیش ساخته شد که این ساز شباهت

زیادی با پیانو های امروزی داشت اما تفاوت هایی هم داشت.بارز ترین اختلافش این بود که تقریبا

تمام نتها به یک مقدار نواخته میشد یعنی آهسته یا محکم فشردن کلاویه ها تقریبا در این ساز

بی معنی بود. امروزه پیانو به 2 شکل مختلف ساخته میشه 1.grand piano که در زبان فارسی به

اشتباه پیانوی رویال گفته میشه و 2.Upright Piano که باز در زبان فارسی به پیانوی دیواری معروفن

پیانو 7 اکتاو داره که نسبت به ساز های دیگه محدوده صدایی بیشتری رو در بر میگیره

البته ارگ کلیسا 9 اکتاو داره اما با این حال از پیانو همیشه به عنوان

تنها ساز با بالاترین محدوده صدایی یاد میشه.




تاریخچه پیانو
پیانو یکی از ساز های صفحه کلید دار و مشهورترین آن‌ها است. صدای پیانو در اثر برخورد چکش‌هایی با سیم‌های آن تولید می‌شود. این چکش‌ها در اثر فشرده‌شدن کلیدها (با کلاویه هایی ) به حرکت در می‌آیند. سیم‌های پیانو به صفحه‌ای موسوم به «صفحهٔ صدا» متصل شده‌اند که نقش تقویت‌کنندهٔ صدای آن‌ها را دارد...
چکش‌های پیانو به واسطهٔ مجموعه‌ای از اهرم‌های ظریف به کلیدهای پیانو متصل می‌شوند. به مجموعهٔ این اهرم‌ها و چکش‌ها عملگر یا Action پیانو گفته می‌شود. وظیفهٔ این مجوعه افزایش شتاب چکش‌ها در برخورد به سیم‌ها، و کنترل عکس‌العمل بازگشتی آن‌ها پس از برخورد به سیم است. معمولاً سر چکش‌ها توسط لایه‌ای از نمد یا الیاف مشابه طبیعی یا مصنوعی پوشانده می‌شود تا کیفیت صدای پیانو را بهبود ببخشد. کیفیت صدای پیانو متأثر از عوامل دیگری نظیر کیفیت صفحهٔ صدا و غیره نیز می‌باشد.



پیانو به عنوان مادر سازها و کامل‌ترین ساز نیز شناخته می‌شود؛ علت نسبت دادن این لقب‌ها به این ساز آن است که پیانو قادر است محدودهٔ بسیار گسترده‌ای از اصوات را تولید کند در حالی که سایر سازهای اصیل موسیقی تنها بخشی از این محدودهٔ صدا را تولید می‌کنند. پیانو در شکل فعلی‌اش بیش از هفت اکتاو دارد و قادر به تولید فرکانس‌هایی از حدود ۲۰ تا ۵۰۰۰ هرتز می‌باشد، در حالی که در مقام مقایسه ساز ویولن تنها قادر به تولید کمتر از چهار اکتاو و بهترین خواننده‌ها تنها قادر به خواندن کمتر از سه اکتاو صدا هستند.
تاریخچه

پیانو را آقای بارتولومئو کریستوفوری در سال ۱۷۰۹ میلادی در شهر پادووای ایتالیااختراع کرد. قبل از اختراع پیانو از سازی قدیمی‌تر به نام هارپسیکورد( Harpsichord)استفاده می شد. تفاوت عمده و مهمی که پیانو با سازهای مشابه قبل از خودش داشت آن بود که در سازهای مشابه قبلی، شدت صدای حاصل از فشرده‌شدن یک کلاویه، مستقل از شدت ضربهٔ واردشده بر کلید پیانو، مقداری ثابت بود، اما در پیانو نوازنده قادر بود با ملایم ضربه‌زدن به کلیدها صدایی نرم‌تر ایجاد کند، یا با ضربات محکم‌تر صدایی درشت‌تر با پیانو تولید کند. همین ویژگی باعث شد که به سرعت پیانو مورد توجه آهنگسازان قرن هجدهم میلادی قرار بگیرد.

ارسال در تاريخ یکشنبه 1390/01/28 توسط farhad
   قبل از پرداختن به موضوع تدريس لازم مي بينم در ابتدا در مورد مدرس كه بحث آن متفاوت از نوازندگي صحبت كنم. در دوران موسيقي قديم اساتيدي داشته‌ايم كه عاشق تدريس كردن بوده‌اند؛ مثل استاد علي اكبر شهنازي و استاد هرمزي و اساتيدي ديگر؛ كه در كنار مقام استادي علاقه وافري به تدريس و تربيت شاگرد داشتند. ولي يكسري ديگر از اساتيد فرصت و علاقه زيادي به تدريس نداشته ولي از مقام استادي ايشان كم نميشود؛ نظير محمد صالح خان يا سرور الملک. با اين حال نوازندگاني از محضر ايشان بهره‌هايي برده‌اند. بايد در ابتدا بدانيم مدرس كيست و چگونه بايد تربيت شود. متأسفانه در حال حاضر خيلي از اساتيد خود را بدعت گذار دانسته و به موسيقي‌اي كه از دوران قديم فرا گرفته‌اند كاري نداشته و بجاي تدريس رپرتوارهاي موسيقي ايراني صرفا كارهاي شخصي خود و همچنين فقط روش استاد خودرا بعنوان دروس ارائه مي‌كنند. البته اطلاعات كاملي از روشهاي ديگر ندارند و صرفا اينگونه مي‌انديشند كه راه اصلي و كامل آنست كه استادشان بدانها آموخته‌است.

      صرفا با نوازندگي نميتوان به درجه مدرسي رسيد. غير از توانايي و تبحر داشتن در نوازندگي، آموزش‌ديدگي در مورد شناخت اسطوره‌ها و ارزشهاي موسيقي نيز براي مدرسي اهميت دارد. و مهمتر از همه اينها اين است كه آمفوتر باشد يعني به شيوه‌ي خاصي تعصب نداشته باشد كه در طي آن شيوه‌هاي ديگر اساتيد ديگر را بطور كل نفي نمايد و اين ايده نفي شيوه‌ي ديگران را به شاگرد خود نيز القا كند. شيوه متفاوت از سبكهاي مختلف سرچشمه مي‌گيرد و نمي‌توان گفت كه يكي درست و ديگري نادرست است. مدرس بايد نسبت به سبكها و شيوه‌هاي مختلف بي‌طرف باشد و شناخت و احترام نسبت به آنها را به شاگرد منتقل كند

 

ارسال در تاريخ یکشنبه 1390/01/28 توسط farhad
   ساز سه‌تار نسبت به دوره قديم جايگاه مناسب خود را در بين سازهاي كلاسيك ايراني يافته و در حال حاضر آهنگسازاني داريم كه قطعاتي براي ساز سه‌تار مينويسند كه ساز اصلي قطعه سه‌تار ميباشد. همچنين سه‌تار از سازهاي اوليه و اصلي‌ايست كه رديف بر روي آن جاري شده است. سه‌تار ساز ملي كشور ماست؛ و تنها در ايران نواخته ميشود و نه فقط بعنوان ساز مشرقي بلكه به عنوان ساز ايراني مطرح است. سازهاي ديگر همگي در كشورهاي اطراف ايران نيز نواخته مي‌شوند و نميتوان آنها را ساز ايراني تلقي كرد. البته بيشتر اين سازها هم در قديم ايراني بوده‌اند كه بدلايل مختلفي نظير جنگها و تهاجم‌ها و گاهي مهجور ماندن ساز، به يغما رفته‌اند؛ مانند ساز سيتار كه ساز فارابي بوده است ولي اكنون در هند آنچنان جايگاهي يافته كه آنرا از ابتدا متعلق به هند مي‌دانند و با شنيدن صداي آن ناخوداگاه متصور هندوستان ميشوند. اكنون ساز ملي ما كه سه‌تار ميباشد نيز بايد آنگونه تقويت شود كه با شنيدن شدن صداي آن متصور سرزمين ايران شود.

ارسال در تاريخ یکشنبه 1390/01/28 توسط farhad

طول کاسه 22 تا 18 سانتي متر است و عمق کاسه را بين 12 تا 16 سانتيمتر مي گيرند. بر روي کاسه سه تار صفحه نازک چوبي تعبيه مي شود که خرک بر روي آن قرار دارد. در قسمت بالاي صفحه به منظور خروج صدا ، چند سوراخ ايجاد مي کنند. دسته سه تار به ضخامت 5/3 سانتي متره که به وسيله زه باريکي روي آنرا پرده بندي مي کنند و اين پرده بندي دو نوع مي باشد : اصلي و فرعي . پرده هاي اصلي 16 تا هستند و چهارلايي بسته مي شوند. پرده هاي فرعي 8 تا هستد و سه لايي در بين پرده هاي اصلي بسته مي شوند. گاهي جمع پرده ها به 28 هم مي رسه. طول دسته سه تار بين 76 تا 80 سانتيمتره ولي طول دسته از شيطانک به بالا، بين 40 تا 48 سانتي متر هست.

پنجه در قسمت بالاي سه تار قرارگرفته و گوشيها در اين قسمت واقع هستند. طول پنجه در سه تار در حدود 2 سانتي متره.

اسامي سيمهاي سه تار

نام سيمهاي سه تار که اهل فن آنها رو اوتار مي نامند به شرح زير ميباشد:

سيم اول" حاد" يا سيم سفيد از فولاد نازک به قطر تقريبي 20 تا 22 ميکرون ( در حال حاضر با نت دو زير خط حامل کوک مي شه ) که به گوشي آخري روي دسته بسته مي شود.

سيم دوم " زير" يا سيم زرد يا قرمز از برنز نازک به قطر تقريبي 23 تا 25 ميکرون ( در حال حاضر با نت سل زير خط حامل کوک مي شه ) که به گوشي روي دسته نزديک شيطانک بسته مي شود.

سيم سوم" زنگ يا مشتاق" هست به رنگ سفيد ، از فولاد به قطر تقريبي 20 تا 22 ميکرون ( اين سيم در خور مايه آهنگ متغير کوک مي شه ) که به گوشي آخري بغل دسته بسته مي شود. اين سيم را ميرزا محمد تربتي خراساني ملقب به " مشتاق عليشاه" در اوايل عهد قاجار اضافه کرده است.

سيم چهارم " بم" يا سيم زرد يا قرمز از برنز نازک به قطر تقريبي 35 تا 40 ميکرون ( اين سيم نيز در خور مايه آهنگ متغير کوک مي شود ) که به گوشي روي دسته بسته مي شود.

کاسه

کاسه به دو طريق ساخته مي شود: يک تکه و چند تکه.

مرغوبترين نوع آن از چوب توت است که بايستي بدون گره باشه و رگه هاي چوب در اطراف به موازات صفحه قرار گرفته و آبخوري چوب در ته کاسه باشد. ضخامت کاسه بين 3 تا 5 ميلي است که بايستي در قسمت سيم گير ضخيم و در قسمت هاي ديگر نازکتر و نيز طول کاسه در قسمت بالا در حدود 25 و عمق آن 9/12 سانتي متر باشه.

گلوي کاسه در حدود 7 سانتي متر است که به دسته متصل ميشود ( حدود 7 سانتيمتر از کاسه بايد باريک و تقريبا در رديف دسته قراربگيرد) . قسمتي از گلوي کاسه ، در حدود 4 سانتي متر آن ، به وسيله دسته پر مي شود و 3 سانتي متر آن خالي است. داخل کاسه بايد صاف و بدون زوايد باشه. عرض کاسه در حدود 8/13 سانتي متر ميباشد.

دسته

دسته بايد از چوبي انتخاب شود که حداکثر استحکام و حداقل وزن را داشته باشد که معمولا از چوب گردو استفاده مي شود. روي دسته بايد قدري محدب باشد. رنگي که براي دسته به کار مي رود بايد از جنسي باشد که در شرايط مختلف ايجاد چسبندگي نکرده جلاي خود را نيز از دست ندهد. زاويه دسته نسبت به کاسه بايد طوري باشد که وقتي خرک و سيمها روي ساز قرار گرفت، فاصله سيم با سطح زير آن در ناحيه خرک و قسمت گلوي ساز، يکسان نباشد بلکه در ناحيه گلو حدود 2 ميلي متر سيم پايين تر از ناحيه خرک باشد. اين موضوع در انتقال ارتعاشات به صفحه ساز اثر مهمي دارد.

صفحه

صفحه بايد از چوب توت بدون گره که داراي رگه هايي ريز باشد انتخاب شود و رگه ها بايستي به موازات دسته قرار بگيرند ( يعني به موازات سيم) چون رگه ها معمولا از ريز شروع و به تدريج درشت تر مي شوند، بهتر است رگه هاي ريز در پايين و رگه هاي درشت در بالا باشند.

ضخامت صفحه بايد در وسط حدود 2 ميلي متر و در اطراف آن که به کاسه متصل مي شه، حدود 5/0 ميلي متر باشه. صفحه بايد محدب بوده و قسمت وسطش از اطراف در حدود 2 ميلي متر بلند تر باشد.

خرک

خرک را معمولا از چوب شمشاد مي سازند. طول خرک در قسمت بالا حدود 4 سانتي متر است. خرک به شکل سه پايه ساخته مي شه. پايه وسط به صورت منحني يه که حداقل تماس را با صفحه دارد. زاويه هاي خرک بايستي به شکل منحني در بيايند . ارتفاع خرک بايد طوري باشد که در گلوي ساز فاصله سيم با قسمت زير آن حدود 5/2 ميلي متر باشد . شيارهايي روي خرک تعبيه مي کنند که سيم در آنها قرار بگيرد که بايستي حداقل عمق را داشته باشند.

سيم گير

سيم گير رو معمولا از شاخ بز کوهي مي سازند که به شکل بيضي مي باشد و ابعاد آن تاثيري در ساز ندارد، اندازه آن بسته به ذوق سازنده است، و بايد طوري باشد که با ساز تناسب داشته باشد . طول سيم گير مهم نيسيت ولي عرض آن که قرارگاه سيم مي باشد، اهميت دارد.

عرض سيم گير در حدود 8 ميلي متر بيشتر از عرض رويي آن هست ( منظور حداکثر عرض روي دسته است) تا سيم انحراف نداشته و فشار اضافي بر آن تحميل نشود. قسمت بالاي سيم گير که سيمها را نگه مي دارد ، بايستي به چهار قسمت مساوي تقسيم شود و اين تقسيم به وسيله سه شکاف صورت مي گيرد.

شيطانک

جنس شيطانک از عاج يا استخوان هست و گاهي از شاخ بز کوهي هم ساخته مي شود و ممکن است آن رو از چوب هم بسازند . شيارهاي شيطانک نيز مانند شيارهاي خرک بايد حداقل عمق را داشته باشند. ارتفاع شيطانک حداکثر 5/1 ميلي متر هست. بالاي شيطانک که محل موازنه سيم است ، بايد طوري باشد که تماس سيم با شيطانک به حداقل برسد.

گوشي

گوشي بايد از چوب محکم ساخته شود. سر گوشي بايد طوري باشه که براحتي در بين انگشتان قرار بگيره و نيرو را منتقل کند. حالت گوشي در داخل حفره بايد طوري باشد که هم راحت حرکت کند و هم در نقطه دلخواه محکم بايستد.

پرده

پرده بايد ظريف و صاف و محکم باشد. در قسمت پايين دسته چون فاصله پرده ها کم مي شود، بهتر است از پرده نازکتر استفاده شود. پرده قبل از شيطانک بايد محکمتر از پرده هاي معمولي بسته شود. ضمنا دور و نزديک بودن اون به شيطانک، در تنظيم صداي ساز موثر مي باشد. نوازنده ي با تجربه خود ميتواند جاي مناسب آن را پيدا کند.

سوراخهاي صفحه

براي ايجاد صداي بهتر، چند سوراخ روي صفحه لازم است. معمولا ده سوراخ بر روي صفحه مشاهده مي شود که يک سوراخ بزرگتر از بقيه است. شکل و نحوه استقرار سوراخها به سليقه سازنده بستگي دارد.

ارسال در تاريخ یکشنبه 1390/01/28 توسط farhad
کیتارو آهنگسازی از جنس مرغان دریایی  




ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ یکشنبه 1390/01/28 توسط farhad

 

پيش در آمد

علينقی وزيری در مدرسه موسيقی خود که در سال ۱۳۰۲ خورشيدی بنياد نهاده بود، می کوشيد تا به استقبال و انديشه های نوگرايانه به هنرجويان مکتبی را به وجود آورد که پس از او گردونه نو آوری از چرخش بازنماند.

نوآوری از آنجا که خلاف عادت و سنت عمل می کند برای به راه افتادن و از جريان باز نماندن، به نيرويی بزرگ تر از نيروی يک فرد نياز دارد. يک نفر"متبکر" می شود ولی پيروان او هستند که به ابتکارات استمرار می بخشند.

هرچه تعداد پيروان بيشتر باشد نو آوری زودتر به يک جريان اجتماعی – فرهنگی تبديل می شود و آسانتر پذيرش جامعه را به دست می آورد.

بهترين نمونه برای پذيرش نو آوری از سوی جامعه شايد مورد شعرنو در ايران باشد. نيما، طلايه دار نوآوری بود. ولی اگر پيروانی گاه پرشور تر از خود او نمی بودند و نوآوری های او را دستور العمل خود قرار نمی دادند شعر نو نيمايی به اين سادگی ها از سوی جامعه پذيرفته نمی شد.

علينقی وزيری نيز که از قضا ابتکارات خود را در موسيقی کما بيش همزمان با نيما آغاز کرده بود، پيروانی ثابت قدم پيدا کرد که توانستند پس از خروج او از صحنه گردونه نوآوری را بگردانند.

البته تعداد پيروان او در مقايسه با شمار جانبداران نيما اندک بود و همين امر بار مسئوليتی را که آنها به دوش می گرفتند سنگين تر می ساخت.

در ميان رهروان ثابت قدم راه وزيری، يکی از شاگردان و همکاران بعدی – او گردنی فرازتر دارد: روح الله خالقی که شيفتگی اش در برابر وزيری رابطه آن دو را تا مرحله مريد و مرادی پيش برده است.

خالقی با صداقت تمام هر جا که دستش رسيده، در فراگير ساختن آموزه های وزيری کوشيده است.

زندگی و کار

روح الله خالقی در سال ۱۲۸۵ خورشيدی در کرمان زاده شده، دوره کودکی را در حال و هوای انقلابی مشروطيت گذراند و بعد که به سبب انتقال پدر به تهران آمد، در مدرسه آمريکايی ها مشغول به تحصيل شد. پدرش که خود دستی در موسيقی داشته غالبا نوازندگان سنتی را به خانه خود دعوت می کرد و گوش روح الله با نواخته های سنتی آشنا می شده است.

از سوی ديگر در مدرسه آمريکايی ها به گفته خود او خانم "جردن" هر روز پيش از آغاز درس، ارگ می نواخته و دانش آموزان همپای آن سرود و ترانه می خوانده اند. روح الله از اين راه با نوعی از موسيقی بين المللی نيز انس گرفت.

باز به گفته خود او، در ده سالگی صدای سحرآميز ويولونی که از خانه همسايه به گوش می رسيده او را مجذوب موسيقی ساخت. روح الله بعدها دريافت که آن همسايه يکی از بزرگ ترين موسيقی دانان سنتی، يعنی "رکن الدين خان مختاری" بوده است.

پس از آن ۱۵ ساله بود که "درويش خان" را ديده و يکسال بعد يعنی در سال ۱۳۰۱ برای نخستين بار در گراند هتل تهران با عارف قزوينی و موسيقی برانگيزاننده او آشنا شد و سرانجام در اوائل زمستان سال ۱۳۰۲ با ديدن نخستين آگهی گشايش مدرسه موسيقی وزيری با اشتياق، بلادرنگ و بدون اجازه پدر در آن نام نويسی کرد.

روح الله مخالفت های پدر را نيز از راه های مختلف فرونشانيده و با آن که تحصيل عمومی خود را در دارالفنون که تمام شده، به سراغ دانشسرای عالی رفت ولی دل و جانش همچنان در بند موسيقی ماند. پس از به پايان بردن دانشسرا نيز به فکر افتاد که ارکستر کوچکی برای کار در کافه بلديه بنياد کند تا هم با موسيقی نزديک بنمايد و هم به قول خودش "تامين معاشی" شده باشد.

روح الله خالقی در دوره رياست علينقی وزيری در هنرستان عالی موسيقی يار و همکار نزديک او بود و بار دوم حتی به معاونت هنرستان برگزيده شد.

ولی دلگيری هايی که از سازمان های دولتی داشت او را برانگيخت که به ياری دوستان دوره تحصيل، انجمنی به نام موسيقی ملی بوجود آورد. اين انجمن که بزودی برای خود کلاس های درس، ارکستر بزرگ و يک باشگاه بنياد کرد، نتوانست بيش از پنج سال دوام بياورد.

تنگناهای مالی و گرفتاری های اداری، سبب شد که از استقلال خود چشم بپوشد و در سال ۱۳۲۸ وابسته به اداره هنرهای زيبای کشور شود که بعدها خود به وزارت فرهنگ و هنر تبديل شد.

به اين ترتيب "انجمن موسيقی ملی" در شکل و شمايلی گسترش يافته، نام "هنرستان عالی موسيقی ملی" را بر خود نهاد، هنرستانی که روح الله خالقی ۱۰ سال تمام سرپرستی آن را عهده دار بود.

خالقی همزمان با کار در هنرستان عالی موسيقی ملی، چهار پنج ماهی را به عنوان سرپرست موسيقی راديو ايران با آن سازمان همکاری داشت. به گفته خودش فکر می کرد می تواند سر و سامانی به در هم ريختگی های برنامه های موسيقی ببخشد.

ولی چون به هيچ يک از پيشنهادهای او عمل نشد، او از راديو نيز کناره گرفت. به طور کلی سرخوردگی های ناشی از برخورد با موانع، خالقی را که روحيه ای حساس و آسيب پذير داشت به کناره جويی از کار های اداری وا داشت. ولی رابطه درونی او با موسيقی چيزی نبود که گسسته شود. آفرينش موسيقی نوآورانه تنظيم های تازه از موسيقی دوره مشروطيت، رهبری ارکستر برنامه گلهای راديو ايران و نيز تاليف کتاب هايی چند درباره تئوری و تاريخ موسيقی ايران نشان دهنده اين پيوند ناگسستنی بود.

آهنگسازی

روح الله خالقی در قلمرو آهنگسازی، همان شيوه ای را دنبال کرد که در مکتب وزيری آموخته بود. از يک سو برای ريتم و وزن اهميت ويژه ای قائل بود و از سوی ديگر معتقد بود که موسيقی ايران نيز بايد به راه چند صدايی شدن برود تا از ملالی و يکنواختی در امان بماند و تاثير و جاذبه بيشتری پيدا کند.

البته او نيز چون وزيری برای اين کار در جستجوی راه و روشی بود که با ويژگی های موسيقی ملی سازگار باشد.

به نظر خالقی پيوند تاريخی و اغراق آميز شعر و موسيقی، در جامعه ای که به شعر عشق می ورزد، نمی گذارد موسيقی خالص پرورش پيدا کند. به همبن جهت می کوشيد تا به موسيقی خالص نيز فرصت عرض اندام بدهد. برنامه ای را در راديو تهيه و پخش می کرد با عنوان موسيقی بی کلام. علاوه بر آن خود مانند وزيری به آفرينش آهنگ هايی می پرداخت که از قيمومت شعر رها باشد.

در اين گونه آثار او آسوده تر می توانست روش های نوآورانه خود را در زمينه چند صدايی شدن موسيقی تجربه کند.

در ميان آفريده های خالقی "رنگارنگ" ها جای ويژه ای دارد. قطعاتی است در پيوند نزديک و محتوايی با مايه های موسيقی سنتی و لی در عين حال بهره مند از ساز آرايی های رنگين و جذاب علينقی وزيری، رنگارنگ های خالقی را دلچسب و از نظر ترکيب و هماهنگی، فوق العاده لطيف و زيبا ارزيابی کرده است.

روح الله خالقی آفريده های دل انگيز ديگری نيز دارد. پيش از همه بايد از سرود ای ايران ياد کرد که همراه با متن برانگيزاننده"حسين گل گلاب" در سال های اخير عملا به سرود ملی مردم ايران تبديل شده است.

از اين سرود جاودانه که بگذريم بايد از ترانه هايی جون "بوی جوی موليان" (بر روی شعری از رودکی)، لاله آتشين، می ناب، جام جم و حالا چرا؟ بگوييم که هنوز پس از سالها که از آفريدن آنها می گذرد، بهترين نمونه های تصنيف سازی و تلفيق درست شعر و موسيقی به شمار می رود.

از روح الله خالقی همانگونه که اشاره کرديم چند کتاب ارزنده نيز بر جای مانده است. "نظری به موسيقی" در دو جلد، سرگذشت موسيقی ايران، در سه جلد و قواعد هارمونی که برگردانی از منابع اروپايی است.

علاوه بر اين مقالات بيشماری از او در مجلات چنگ، موزيک ايران، موسيقی، راديو ايران و پيام نوين انتشار يافته که همه در توضيح و تشريح ويژگی های موسيقی ملی گذشته و حال و راه و روش آينده آن است.

خالقی، در بيست و يکم آبان ماه سال ۱۳۴۴ پس از چند عمل جراحی ناموفق در شهر سالزبورگ در اتريش چشم از جهان فرو بست.
 


ارسال در تاريخ یکشنبه 1390/01/28 توسط farhad

اگر کسی چیزی را واقعاً دوست داشته باشد ، و اگر منظور او از این دوست داشتن این باشد که آن چیز را هر چه بیشتر به کمال و جمال نزدیک کند ، مسلم است که نباید فقط و فقط از خوبی های آن بگوید و دست تملق از آستین دوستی دربیاورد و روز و شب را به تعریف و تجمید بپردازد . حق این است که بیان نقص ها و برخی کاستی ها نیز در بهبود و اصلاح و حرکت به سمت بهتر شدن ، هم مفید هستند و هم لازم .

لذا vialon6 این بار مطلبی با عنوان آسیب شناسی موسیقی ملی ایران ارائه می کند . اینکه ما از موسیقی خود و اهالی موسیقی خود ایراد بگیریم اصلاً به این معنی نیست که دلداده و شیدای این موسیقی نیستیم و روح و روانمان جز در جویبار این نغمه ها و این الحان آرام می گیرد ، بلکه اتفاقاً به این معنی است که ما دادگان حقیقی هستیم ، و نه متعصبان کوردل ! نقد می کنیم چون دوست داریم که با سرعت بیشتری پیشرفت کنیم و به قله هایی رفیع تر از قللی که فتح کرده ایم دست بیابیم .

اما نوشتن از ایرادات و نواقص موسیقی ، به قلم ناتوانی مثل من ، قطعاً حساسیت عده ای را برمی انگیخت ، ضمن اینکه نگارنده خود را در حدی نمی بیند که بخواهد شخصاً اقامه ی دعوی کند . بهترین چاره ی ممکن را در این دیدم که صحبت های استادی را نقل کنم ، که اکثریت ( قریب به اتفاق ) کسانی که موسیقی ایرانی را دوست دارند و آن را می شناسند و تاریخش را مطالعه کرده اند در استادی و تسلط  و  شناخت  او  ،  شک  ندارند  .  لذا  به  سراغ کتاب  " نظری به موسیقی "  از  نوشته های  " روح الله خالقی " رفتم ، و نگاهی به سه فصل آخر این کتاب انداختم . فصول " نواقص موسیقی ما " ، " تجدد موسیقی در ایران " و " عاقبت موسیقی ایران " که در چاپی که من در اختیار دارم از صفحه ی 371 تا 409 را به خود اختصاص می دهد .

برخی فرازهای این سه فصل به آنچه که شخصاً می خواستم بیان کنم بسیار شبیه بود ، و اتفاقاً بسیاری پاسخ هایی که امروز ما نیاز داریم را روح الله خالقی ده ها سال پیش داده است !!!

لذا همان ها را با تلخیص و ایجاز برایتان می نویسم . من فقط خلاصه کرده ام و شماره گذاری کرده ام ، و دخل و تصرفی در جمله بندی ها انجام نداده ام . در ضمن " نظری به موسیقی " ابتدا در سال 1317در 2 جلد چاپ شد ، که در چاپ های بعدی دو جلد در یک مجلد عرضه شد . کتابی که من از روی آن می نویسم ، این مشخصات را دارد : خالقی ، روح الله / نظری به موسیقی / نشر نو / چاپ دوم 1370 ، 2200 نسخه / 448 صفحه .

***

نواقص موسیقی ما :

مقدمه :
... اگر صنعتگر بخواهد پابند رسوم گذشته شود و از آن تجاوز نکند ، هیچ وقت جلوتر از آنچه هست نخواهد رفت . بلکه صنعتگر پیش بین آن کسی است که پابند قیود گذشته نشود و با دستی توانا اوراق کتاب کهنه ی گذشته را پاره کرده برای آیندگان کار کند . از انتقاد مردم محیط خود خسته نشود و به فکر خود عقیده مند باشد تا بتواند صنعت را تجدید کرده گذشته را کامل کند و در آیینه ی افکار خویش آینده را نظر نماید . پس برای اینکه به آینده بنگریم باید از نواقص و عیوب موسیقی خود آگاه شویم و در صدد رفع آن ها برآییم . نه مثل آن طاووس زیبای خوش اندام که به پای زشت خویش می نگرد و آن را از انظار مخفی کرده پر و بال زیبای رنگارنگ خود را جلوه می دهد ، بلکه مثل کسی که عوض خجلت و شرمساری در صدد رفع عیب خود برمی آید . اینک باید بگوییم که موسیقی کنونی ما نیز از نواقص برکنار نیست ...

 

1) ... موسیقی دان های ایرانی مخصوصاً نوازندگان ... اطلاع و درجه ی تحصیلاتشان کم بوده و از قواعد موسیقی و حتی تالیفات قدما هم بی اطلاع بوده اند [و ] جز پیروی راهی که پیشینیان رفته اند کاری انجام نداده و هرگز به خیال جستجوی چیز تازه ای نیفتاده اند ... بی اطلاعی موسیقی دان یک قسم تعصب خشک بی معنی هم در صنعت ایجاد کرده است زیرا هر چه مخالف عادت آن ها باید از دایره ی موسیقی خود خارج می دانند . مثلاً اگر قطعه ای در مایه ی بزرگ ( همان ماهور ) ترکیب شود و بر خلاف عادت عمومی درآمد و فرود مخصوص ماهور و تغییر مقام به دلکش را نداشته باشد یا در عوض دلکش به مقام دیگری که غیر معمول است وارد شود آن را موسیقی ایرانی نمی دانند. بدین ترتیب هر صنعتگری مجبور می شود که ذوق خود را تابع این قبیل تصورات و عادات خالی از حقیقت نماید ... علت عدم ترقی موسیقی ما این بوده است که متصدیان این صنعت در اثر ... نشنیدن نغمه ی دگیری جز موسیقی خود و آشنا نبودن با زحماتی که نویسندگان قدیم ایران راجع به پیدا کردن اصول قواعد موسیقی کشیده اند ، ذوق و فکرشان روز به روز محدود تر شده و در نتیجه یک قسم تکبر و نخوت جاهلانه ای هم در آن ها به وجود آمده است . زیرا شخص بی اطلاع چون از آنچه دیگران کار کرده اند آگاه نیست خود را بیش از آنچه هست تصور می کند و این روش در موسیقی بیشتر متداول است . ... همینقدر که شخصی دستش راه افتاد و در مجلسی چند دقیقه گوش دیگران را نوازش داد و مورد تحسین قرار گرفت خود را مهم تر از آنچه هست تصور می کند و در همان قدم اول متوقف می شود .

2) یکی از نواقص موسیقی ما یکنواخت بودن و کمی مدگردی آن است . زیرا چون مقید هستند که از آوازها پیروی کنند تغییر مقامات هم به یک صورت معین در می آید به طوریکه این مدگردی ها را واقعا نمی توان گفت تازگی دارد . مثلا به قدی ذوق عمومی با تغییر مقام ماهور به دلکش آشناست که قبل از آنکه نوازنده از ماهور به دلکش ورود کند ، مستمع می تواند آن را بخواند و قبل از شنیدن کیفیت آن را نیز بیان کند . و چون راه تغییر مقامات دیگر ... مسدود است تمام قطعات موسیقی یک شکل و یک نهج و شبیه به هم می شود . به نظر موسیقی دان های عادی تغییر مقامات غیر معمولی خوش نما نیست در صورتی که مطلب به خلاف آن است زیرا گوش موسیقی دان به مراتب از گوش سایرین ورزیده تر است و چیزی که ذوق او پسندید  اگر دارای ذوق سلیمی باشد کمتر اتفاق می افتد که مردم نپسندند . ولی چون موسیقی دان ها نمی دانند که چگونه باید از شور به چهارگاه و از سه گاه به ماهور و از همایون به سه گاه رفت همان تغییر مقامات معمول را که رفتن از ماهور و اصفهان و همایون به آواز شور است به مورد عمل می گذارند و راهی غیر از آن را کمتر آزمایش می کنند ... منحرف کردن عقاید این قبیل موسیقی شناسان دشوارتر به نظر می رسد ... خود را مستغنی می دانند و موسیقی را هم محتاج به تغییر و نو شدن تصور نمی کنند.

نتیجه :

... همانطور که ملاحظه شد موسیقی ما با تمام زیبایی طبیعی خود به چه حالت اسفناک و وضع پریشی دچار شده و در نتیجه موسیقی امروز ما با موسیقی فرنگی قابل مقایسه نیست.

 و اگر صنعتگران به زودی درصدد اصلاح آن بر نیایند با انتشاری که موسیقی فرنگی دارد ، در آتیه ی نزدیکی ممکن است آن را از بین ببرد و موسیقی ما مخصوص نقاط دور از شهر و تمدن بشود که در این صورت ساده تر از آنچه امروز هست خواهد بود .

راه حل :

 ... عده ای می گویند موسیقی ایران باید با تمام کیفیات سابق خود باقی بماند و کسی در آن دست نبرد . این دسته گرچه خود را حامی موسیقی ملی و وطنی می دانند ، در حقیقت جز دشمنی کار دیگری به جان موسیقی خود نمی کنند . زیرا وقتی از این خواب غفلت بیدار می شوند که برای گوش کردن موسیقی وطنی باید به گوشه ی ده یا قریه ای سفر کنند و نی زنی را پیدا کنند و از او یک نغمه ی ساده ی دشتی بشوند . چون با این خیال عاقبت کار موسیقی به همانجا خواهد کشید .

دسته ی دیگری گویند که موسیقی ایرانی و موسیقی فرنگی هر یک به جای خویش نیکوست و موسیقی وطنی که نماینده ی ذوق و احساسات ملی ماست نباید تغییر کرده با موسیقی اروپایی آمیخته شود . درست است که از آمیزش این دو موسیقی اگر بدون ترتیب این اختلاط صورت پذیرد موسیقی خوشایندی به وجود نخواهد آمد ، ولی میان دو موسیقی هرچه هم از یکدیگر دور باشند جهات مشترکی وجود دارد که صنعتگر با ذوق و با هنر می تواند آن نکات مشترک را بیاید و موسیقی ایرانی را به صورتی که فرنگی هم نباشد درآورد . حال باید این جهات مشترک را یافت و در اثر تمرین و آزمایش و عمل و کنجکاوی آن ها را به دست آورد .

... اگر موسیقی ما بخواهد در مقابل موسیقی فرنگی وجود داشته باشد و تغییری هم نکند ، محال است ! زیرا با طرزی که ما امروز جلو می رویم و در هر قسمت سرمشق و نمونه را از ممالک پیشرفته می گیریم موسیقی ما نمی تواند در مثال موسیقی فرنگی دوام آورد

... بنابر این باید موسیقی خود را با ذوق امروز و فردا و احتیاجات آتیه ی خود به تدریج وفق دهیم . 

ارسال در تاريخ یکشنبه 1390/01/28 توسط farhad
موسیقی سنتی ایران از دستگاهها، ملحقات یا متعلقات و گوشه های موسیقی تشکیل شده است. دستگاه از دو واژی (دست)و (گاه)تشکیل شده و مانند لغت پهلوی ((دستان)) در موسیقی دوران ساسانی، به نوعی موسیقی که با دست اجرا می شود، اشاره می کند.



دستگاه در موسیقی ایرانی، عبارت است از یک توالی از پرده‌های مختلف موسیقی ایرانی که انتخاب آن توالی حس و شور خاصی را به شنونده انتقال می‌دهد.

دستگاه از دو واژهٔ «دست» و «گاه» به معنای مکان، زمان و نغمه تشکیل شده و مانند واژهٔ پهلوی «دستان» در موسیقی دوران ساسانیان به گونه‌ای موسیقی که با دست اجرا می‌شود، اشاره می‌کند. دستگاه را به معنای وسیعتر می توان به راژمان تعبیر کرد. چه از این حیث نیز موسیقی ایرانی به راژمان کامل یونانی شباهت دارد که در موسیقی قدیم یونان شامل دستگاههای دورین، فریژین، لیدین و ملحقات آنها مانند هیپودورین و هیپوفریژین و غیره بوده است. یک دستگاه موسیقی از نظر قالب، قطعه ای کامل است و مانند سونات و سنفونی دارای قواعد و قسمتهای مختلفی است که با ساز و آواز اجرا می شود.در موسیقی غربی، معمولآ قطعاتی که به وسیله ساز یا ارکستر نواخته می شود با موسیقی آوازی فرق دارد. اما در دستگاه موسیقی ایرانی، آواز قسمت اصلی و مرکزی موسیقی است و قسمتهای پیشین آواز(پیش درآمد و چهار مضراب) و قسمتهای بعدی آواز(تصنیف و رنگ) در حقیقت به طور مقدمه یا خاتمه موسیقی، به آن بستگی دارد. هر دستگاه از تعداد بسیاری گوشه موسیقی تشکیل شده‌است. معمولاً اجرا از درآمد دستگاه آغاز شده، به گوشه اوج یا مخالف دستگاه می‌رسد و سپس با فرود به گوشه‌های پایانی و ارایه تصنیف و سپس رِنگ به پایان می‌رسد.

موسیقی سنتی ایران شامل هفت دستگاه است که همچنین پنج آواز هم از متعلقات آنها به شمار می‌روند:
دستگاه شور (شامل ۱۵ گوشه)
آواز ابوعطا (شامل ۹ گوشه)
آواز افشاری (شامل ۹ گوشه)
آواز بیات ترک(شامل ۱۲ گوشه)
آواز دشتی (شامل ۹ گوشه)
دستگاه سه‌گاه(شامل ۱۰ گوشه)
دستگاه چهارگاه(شامل ۱۰ گوشه)
دستگاه همایون(شامل ۱۲ گوشه)
آواز اصفهان (شامل ۱۱ گوشه)
دستگاه ماهور(شامل ۲۰ گوشه)
دستگاه نوا(شامل ۱۴ گوشه)

دستگاه راست‌پنج‌گاه(شامل ۱۴ گوشه)

ارسال در تاريخ جمعه 1390/01/26 توسط farhad
موسیقی راک چیست؟؟

گونه‌ای موسیقی عامه پسند که در دهه‌های ۵۰ و ۶۰ میلادی در امریکا با نام راک اند رول شکل گرفت و از نظر تأثیرات اجتماعی و گستردگی شنوندگانش در بین انواع موسیقی بی‌همتا است. نام راک کوتاه شده عبارت راک اند رول است و از فعل to rock در زبان انگلیسی به معنای جنباندن و تکان خوردن می‌آید. از اواخر دهه ۱۹۶۰ میلادی نام راک اند رول صرفاً به موسیقی دهه ۵۰ و ۶۰ اطلاق شده ولی نام راک همچنان به‌عنوان نام فراگیر این گونه (که شامل راک اند رول هم می‌شود) به‌کار می‌رود. این موسیقی در بلوز ریشه دارد.



سبک های موسیقی راک



1-راک اند رول 2-پاپ راک 3-سافت راک 4-گرانج 5-الترناتیو راک 6-هارد راک 7-پانک راک

8-تنوع های موسیقی راک در دهه 90 9-بریت پاپ 10-متات




راک اند رول : راک اند رول که یکی از سبکهای تأثیر گذار و متداول در موسیقی راک است، روندی غیر قابل پیش بینی را طی کرده در ابتدا زمانی که راک بازها موسیقی کانتری و بلوز را با هم تلفیق کردند، راک دارای مشخصه‌های بارزی مثل انارشیسم بود ولی بعدها با گذشت زمان، این مشخصه نادیده گرفته شد و این نوع موسیقی به سمت کسب مهارت و ایجاد تحول رفت. از موسیقی پر انرژی Chuck Berry گرفته تا هارمونی‌های زیبای بیتلز و همه در گروه راک اند رول قرار گرفت. اما راک اند رول جذابیت موسیقیایی خودش را فقط برای چند سال حفظ کرد. با گوناگونی بسیاری که در سبک‌های مختلف راک به وجود آمد، به قول بعضی از متخصصین هسته اصلی راک از هم پاشید.

پاپ راک : پاپ-راک یکی از عمده ترین شاخه‌های موسیقی محسوب می‌شود که به طور کلی به هر نوع موسیقی پاپ ساخته شده پس از دوران جذب راک اند رول به پاپ، Pop rock می‌گویند. از ویژگیهای این سبک ملودیک و گیرا بودن موسیقی آن است. از گروه های مشهور فعال در این سبک می‌توان به Everly brothers، مدونا و Rowed House اشاره کرد

سافت راک : گرچه سبک سافت راک در اوائل دهه هفتاد پایه گذاری شد اما زمزمه‌های آن از اواخر دهه شصت آغاز شده بود. سافت راک موسیقی ملایمی‌ست که بیشتر تکیه بر خواننده و ترانه سرا دارد تا نوازنده؛ تجاری نگاه کردن به موسیقی یکی از ویژگیهای این سبک است.

سافت راک تا حدی متمایل به پاپ-راک است اما با فضایی ملایمتر و نرمتر. گروههایی مثل کارپنترز و شیکاگو تکیه بر موسیقی ساده و ملودیک داشتند و در طول حیات خود با تهیه کنندگان مختلفی هم کار کردند. در طول دههٔ هفتاد، سافت راک بازار موسیقی را تحت تأثیر خود قرار داد و به طور جدی موسیقی تلفیقی هم عصر خودش را دچار دگرگونی کرد

Grunge : سبکی که اوج درخشش اون در دهه ۹۰ اتفاق افتاد و تبدیل به محبوب ترین سبک هارد راک این دهه شد و این درخشش نتیجه خلاقیت Kurt Cobain و بقیه اعضای Nirvana بود. سبکی که از دل Black Sabbath برخاست و حاصل ترکیب موسیقی punk و Heavy metal بود و البته گرایشش بیشتر به سمت پانک بود تا Heavy metal؛ بخصوص در انتخاب اشعار و نوع اعتراض موسیقیاییش. اما در نحوه نواختن ریف‌ها به Heavy metal شباهت بیشتری داشت. این سبک دارای دو نسل و دورهٔ مشخص است: نسل اول شامل گروه‌های Green River، Mud honey میشه که این موج هنوز هم ادامه داره و ریف‌های آن سنگین تر و خشن تر از ریف‌های دورهٔ دومه. مشهور ترین گروه از موج دوم Nirvana است که موسیقی آن ملودیک تر از سایر گروه‌های Grunge است و مهم‌ترین ویژگی ان stop-start زیاد ان است

الترناتیو راک : یکی از شاخه‌های راک است که تمام گروهای (Post Punk) را از اواسط دهه هشتاد تا اواسط دهه ۹۰ تحت تأثیر خودش قرار داد و شامل سبکهای گوناگونی می‌شود: از ملودیهای زیبای Jangle Pop گرفته تا ملودیهای خشن و یک نواخت.

پانک راک : اعضای پانک عقاید آزادیخواهانه شان را از طریق هنرهای مختلف ابراز می‌کنن، که مهم‌ترین اونها موزیک ه. همچنین نقاشی، شعر، و داستان کوتاه. پانک‌ها از این طریق از خلاقیتشان برای به نمایش گذاشتن نارضایتیشان از ظلمها و استبداد حاکم بر جامعه، استفاده می‌کنند. موسیقی پانک دارای Lyric‌های خشمگین و تند و سریعیست، در مورد مدرسه((Academy، ناخشنودی از شرایط اجتماعی، ارتباطها ((relationships، و مسائل خانوادگی. یکی دیگر از مشخصات این سبک اینست که بعضی از آهنگهایش به کوتاهی ۲ دقیقه‌است. ولی حتی در این زمان کم، آهنگهایش می‌تواند حس خواننده را منتقل کنند- که این آهنگها معمولاً خشم و عصبانیت را نشان می‌دهند. هدف این موزیک شوک آوردن، اهانت کردن، و حمله کردن به دیدگاههای عام است!

اشعار پانک بیشتر به محکوم کردن طبقهٔ اشراف انگلیس و بی صداقتیشان، و همینطور به اعتراض‌های ناامیدانه و خشونت بار بر مسایل و مشکلات اجتماعی، می‌پرداخت. در سال ۱۹۷۶، مدیر گروه The Sex Pistols، مصاحبه‌ای با BBC ترتیب داد، که در آن اعضای The Sex Pistols عقایدشان را رک و راست، و در خیلی از مواقع توهین آمیز به عموم ابراز کردند. در پی این مصاحبه وزیر آموزش و پرورش انگلیس و هیات مدیرهٔ هنر لندن، مخالفتشان را با پانک‌ها نشان دادند و به مردم ”قول دادند“ از پانک‌ها جلوگیری کنند!!

متال : یکی از زیرشاخه‌های اصلی راک ، سبک متال است که امروزه خود به عنوان یک شاخهٔ اصلی شناخته می‌شود.از موسیقی متال که به علت خشن‌بودن آواها به این نام خوانده می‌شود، به خودی خود زیر شاخه‌های متعددی منشعب شده‌است. دههٔ هشتاد میلادی دوران شکل‌گیری کامل‌تر و تعالی این سبک به حساب می‌آید. یکی از گروههای شاخص دههٔ هشتاد گروه امریکایی متالیکا با سبک هوی متال را می‌توان نام برد. موسیقی متال می‌خواهد در اشعارش اعتراض را به گونه مستقیم بیان کند.اولین گروه سبک متال بلک سبت با خوانندگی جان آزی آز بورن می‌باشد

ارسال در تاريخ جمعه 1390/01/26 توسط farhad
در ایران باستان هنگام برآمدن و فرو رفتن خورشید گروهی به نواختن طبل و کوس و کرنا می‌پرداختند. در اوستا بخش یسناهاآمده که پزشکان بیماران خود را با موسیقی ایرانی درمان می‌کردند. در آن دوران سه نوع موسیقی آئینی (دینی)، بزمی و رزمی مرسوم بوده است، همچنین در جشن‌های طبیعت و روزهای تاریخی و ملی نواها و موسیقی ایرانی ویژه‌ای اجرا می‌شد. در دوران هخامنشیان سرودها و ترانه‌هایی به نام هوره در جنگ‌ها و جشن‌ها اجرا می‌کردند که امروزه در ایلام و سرزمین‌های غرب ایران با همین نام رایج است. در دوران ساسانیان به ویژه بهرام گور و خسرو پرویز موسیقیدان هایی زیر نظر وزیر دربار خرم باش کار می‌کردند. در جشن‌های بزرگ، 
این نوازندگان و خنیاگران نواها و آهنگ‌های گوناگون اجرا می‌کردند. در شاهنامه آمده بهرام گور تعداد ده هزار لوری (خنیاگر) از هند برای شادی و پایکوبی مردم به ایران آورد.

موسیقی‌دانان ایران باستان

مشهورترین موسیقیدان های این دوران قبل از اسلام به شرح زیر بودند
باربد
سرکش
رامتین
بامشاد
آفرین
نکیسای چنگ نواز

باربد برای هر روز هفته نوایی ساخت که به هفت خسروانی معروف است. همچنین برای هر روز ماه سی لحن یا سی دستان و برای ۳۶۰ روز سال غیر از پنجه دزدیده، ۳۶۰ آهنگ یا ۳۶۰ دستان را ساخت. آهنگ جامه دران که در ردیف موسیقی ایرانی است از ساخته‌های نکیسا است که با چنگ نواخته است. دستان دیگری به نام دستگاه راست است که باربد آن را ساخت و امروز جز دستگاه‌های هفت‌گانه موسیقی ایرانی است، همچنین باید به آهنگ‌ها و دستان نوروز بزرگ، آرایش خورشید، ماه بر کوهان (ماه بالای کوهسار)، کین ایرج، سوگ سیاوش و گنج باد، گنج کاووس، تخت تاقدیس، فرخ روز، سوگ شیدیز و باغ شیرین اشاره کرد. [۱]

موسیقی‌دانان بعد از اسلام

در ایران بعد از اسلام با اینکه موسیقی در اسلام نهی شده بود، با این حال دانشمندان اسلامی و موسیقی‌دانان بزرگ ایرانی درباره هنر موسیقی کتاب‌ها و نگارش‌هایی دارند.

موسیقی دانان بزرگ ایرانی در عربستان و دستگاه امویان

نشیط فارسیاز استادان نامی موسیقی و از خوانندگان و نوازندگان نامی سده نخست اسلامی است. نشیط در روزگار عبدالله بن جعفر (عبدالله بن جعفر بن عبدالله بن ابی طالب) یا در زمان خلافت عبدالملک اموی به مدینه رفت. سرودهای پارسی میخواند. عبدالله او را موردتوجه قرار داد و به عنوان برده خریداری کرد نشیط بنا به تمایل عبدالهس بن جعفر که از بزرگان قریش بود غنای عربی را از «سائب خاثر» فراگرفت و در این فن نیز استاد شد و شماری از موسیقیدانان عرب نزد او به آموختن موسیقی پرداختند.(از جمله ابن سریج، معبد، جمیله و عزة المیلاء)

مسلم بن محرز ابن محرز اصلا ایرانی بود و پدرش پرده دار کعبه بود. او از موسیقی دانان به نام دوره بنی امیه است. در زمان هشام بن عبدالملک می زیست و در موسیقی ایرانی و رومی استاد بود، وی موسیقی ایرانی را در مکه و مدینه نشر داد. ابوالفرج اصفهانی در نسک «اغانی» گوید : " وزن رمل (وزن سه ضربی و در عروض چهار بار فاعلاتن در هر بیت است.) را که آهنگ ضربی تندی بود، او ساخت و نخستین کسی است که در بحر رمل تغنی کرده است." او نخستین مکتب علمی را در موسیقی به وجود آورد و آوازها را به طور درست تنظیم نمود و خود روشی در موسیقی به وجود آورد و به درست نمودن و تکمیل آن پرداخت. برای چامه های (اشعار) عربی آهنگ ساخت و موسیقی عرب را دگرگون کرد. کوششهای او در موسیقی عرب و بنای آن براساسی درست، سبب شد که او ار «صناع العرب» لقب دادند. از جمله کارهای او تشکیل دسته های دختران خواننده بود (تشکیل این چنین دسته هایی در زمان ساسانیان نیز در ایران معمول بوده است.). دسته ای از 50 دختر خواننده تشکیل داد که در راس آنان جمیله، زن موسیقیدان نامی آن دوره، آهنگ اصلی را می خواند. هنگامی که «فضل بن یحیای برمکی» از یکی از استادان موسیقی پرسید که : بالاتر از همه موسیقیدانان کیست؟ او در پاسخ گفت : ابن محرز. اسحاق موصلی، خواننده و موسیقیدان نامی دوره عباسی، پیوسته می گفته فحول موسیقیدانان، ابن سریج و پس از او ابن محرز بوده است. ابن محرز به اندازه ای در موسیقی توانمند و در هنر خود نامی و برتر بود که اگر آهنگ دیاری میکرد بازار موسیقیدانان آن دیار کساد میشد و به عناوین مختلف در بازگرداندن او می کوشیدند. گویند وقتی آهنگ عراق کرد «حنین بن حیری» در قادسیه از او پرسید : در این سفر چه نفعی در نظر گرفته ای؟ گفت : هزار دینار. وی پانسد دینار به او داد و از او درخواست کرد که بازگردد او نیز چنین کرد.

یونس کاتب؛ یونس بن سلیمان بن کاتب شهریار، ملقب به ابوسلیمان از نسل هرمز، از نخبه های موسیقیدان دوره خود بود و افزون بر موسیقی در شعر مقام استادی داشت و در دوره بنی امیه در دیوان مدینه کاتب و نویسنده بود، گاهی هم به کار بازرگانی می پرداخت. یونس، موسیقی را نزد استادان فن مانند ابن سریج و ابن محرز و «معبد» و دیگر موسیقیدانان آن دوره فراگرفت و شاگرد برتر معبد بود. نوشته اند نخستین نسک موسیقی را پس از اسلام یونس نوشته و نسک او مورد اعتماد و استشهاد اهل فن بود. ابن ندیم نویسنده نسک «الفهرست» می نویسد : " یونس کاتب نسکهای نامداری درباره موسیقی و موسیقیدانان نوشته و از آنجمله سه نسک است : «مجرد یونس» ، «القیان» و «النغم». ولید بن یزید از خلفای اموی که خود از موسیقیدانان بود و در این فن ابتکاراتی از خود داشت بنا به سابقه ای که از آوای یونس داشت او را به دربار خویش دعوت کرد و او را در سلک مغنیان و ندیمان و نزدیکان درگاه خویش قرار داد.

سائب خاثر؛ اصلا ایرانی و پدرش بشاء از بردگان آزاد شده بود. سائب مانند نشیط فارسی از غلامان عبدالله بن جعفر بن ابی طالب بود. سائب به دستور عبدالله بن جعفر آواز عربی را از نشیط فارسی که تازه به مدینه آمده بود آموخت. نخست آواز را بدون همراهی ساز می خواند و ضرب آن را با چوبی که روی زمین می نواخت نگاه میداشت. سپس عود آموخت و نخستین کسی است که در مدینه عود ساخته و نواخته است. نویسنده اغانی می نویسد : او نخستین کسی است که همراهی ساز را با آواز در میان اعراب معمول داشت. سائب خاثر تحت تاثیر نشیط و آهنگهای ایرانی او نخستین آهنگ عربی را به نام «ثقیل» با قاعده های درست و میزان ملایم ساخته است. این موسیقیدان استاد و بنام ایرانی در زمان نخستین خلفای بنی امیه می زیسته و در دستگاه معاویه و یزید راه یافته برای آنان خوانندگی کرده است. سائب خاثر شاگردان بسیاری تربیت کرد و تربیت شدگان و و دیگر استادان موسیقی ایرانی در کشورهای عربی آواز را بدون انحراف از اصول ایرانی آن در میان عرب رواج دادند و برخی از خوانندگان نامی عرب نیز شاگرد او بوده اند، مانند : عزة المیلاء.

بنابر آنچه گذشت بنیان و پایه موسیقی عرب به دست ایرانیان گذاشته شد. و از سده دوم هجری بیشتر موسیقیدانان بزرگ در میان عرب، ایرانی و ایرانی نژاد بوده اند، ولی به شوندهایی که خواهیم گفت ملتهای غیرعرب از جمله ایرانیان برای رهایی از توهین و آزار که اعراب نسبت به آنان روا میداشتند اقدام به گزینش نام و اختیار کردن نام و کنیت عربی کرده و به وسیله «حلف» یا «ولاء» خود را از کینه عرب دور نگاه داشتند و پژوهندگان تاریخ در نژاد و تبار آنان دچار اشتباه شده اند. 

ارسال در تاريخ جمعه 1390/01/26 توسط farhad
موسيقي ايران

نقوش و حجاري ها و نگـارگـري هاي به جاي مانده از دوران باستان تا زمان اسلام نشان دهـنده عـلاقه و ذوق ايرانيان به هـنر موسيقي مي باشد. در دوران پس از اسلام موسيقي به دليل مخالف ها، شکوفايي دوران پـيشين خود را از دست داد. ولي به هـر حال به حيات خود ادامه داد. اين استمرار را مي توان در زمان صفويه در بناي کاخ چهـلستون و اتاق موسيقي کاخ عالي قاپو مشاهـده کرد.

موسيقي ملي ايران، مجـموعه اي است از نواهـا و آهـنگ هايي که در طول قـرن هـا، در اين سرزمين به وجود آمده و پـا به پاي ساير مظاهـر زندگي مردم ايران تحول وتکامل يافتـه، و بازتابي از خصوصيات اخلاقي، وقايع سياسي، اجـتماعـي و جـغـرافـيايي ملتي است که تاريخـش به زمان هاي بسيار دور مي رسد. ظرافت و حالت تعـمق ويـژه موسيقي ايراني انسان را به تـفـکر و تعـقل و رسيدن به جـهـاني غـير مادي رهـنمون مي سازد.

موسيقي ملي ايران، که مبـنا و سابقه اي بسيار کـهـن دارد، شامل شاخه هاي مختـلفي به شرح زير است:

1 - قـبل از اسلام: موسيقي هاي اقوام کهـن ايران شامل : بـخـتـيـاري، کردي، لري و .....

2 - بعـد از اسلام:

الف - موسيقي مقامي ( حماسي، تعـزيه، عـزا )

ب - رديفـي ( دستگـاه هاي موسيقي سنـتي )

در دوره حاضر اين تـقـسيم بـندي به شرح زير است:

1 - قـبل از اسلام

2 - بعـد از اسلام

3 - موسيقي هاي محـلي ايران و نغـمه هاي سنـتي ( ملودي هاي دو گـروه قـبل ) و تـنـظيم و تهـيه کلاسيک آنهـا.

طبق روش طبقه بـندي جـديد در آواز و مقامات، که از حدود صد سال پـيش برقـرار شده، آواز و موسيقي سنـتي ايران را در دوازده مجـموعه قرار داده اند.



از دوازده مجـموعـه تـقـسيم بـندي شده، هـفت مجموعـه که وسعـت و استـقـلال بـيـشـتري داشتـه اند، دستگـاه ناميده شده و پـنج مجموعـه ديگـر را که مستـقل نـبوده و از دستگـاهـهاي مزبور منشعـب شده اند، آواز ناميده اند.

بنا براين موسيقي سـنتي امروز ايران، که باقي مانده مقامات دوازده گـانه قـديم است، قـبلا مفـصل تر بوده و امروز جـزئي از آن در دستـرس است.

بر هـفت دستگـاه اصلي و پـنج آواز، تعـدادي گوشه استواري و الگـوي نوازندگـان و خوانـندگـان امروزي است.

شمار اين گـوشه ها را 228 ذکـر کرده اند، رديف هاي مخـتـلف و مشهـور استادان موسيقي سنـتي صد ساله اخـير مانـند آقا حسيـنـقـلي، ميرزا عـبدالله، درويش خان و صـبا نـيـز از هـمين نـظم پـيـروي مي کـند.

اسامي دستگـاه ها و آوازهـا در موسيقي سنـتي ايران

نام هـفت دستـگـاه اصلي عـبارت است از شور، ماهـور، هـمايون، سه گـاه، چـهـارگـاه، نوا و راست پـنجـگـاه؛ نام پـنج آواز بدين شرح است: اصفـهـان، ابوعـطا، بـيات ترک، افـشاري و دشتـي.

اجـزاي دستـگـاه و آواز

براي اجراي يک دستگـاه با يک آواز تـرتـيـبي را بايد رعـايت کرد که معـمولا اين چـنـيـن است:

درآمد، آواز، تصنـيف و رنگ، از زمان مرحوم درويش خان و به ابـتکـاري وي پـيش درآمد و چـهار مضراب نيـز به اين سلسله مراتـب اضافه شده است.

ترانه هاي فـولکـوريک ايران

زنده ياد خالـقي، در اين باره چـنـين مي نويـسد:

يکي از منابع ذيـقـيمت موسيقي هـر کشور آهـنگ هـا و نغـمات و ترانه هايي است که در نقاط مختـلف آن مملکـت، خاصه در دهـات، قصبات دور از شهـر به وسيله مردم بومي و روستايي خوانده مي شود و چون اين نوع موسيقي کـمتـر تحـت تاثـير افـکار مردم شهـر نـشـين واقع شده، طبـيعي تر و به موسيقي حقيقي و اصيل و قديمي آن کشور نزديکـتر است؛ جمع آوري آنهـا عـلاوه بر اينکـه باعـث حـفـظ و نگـهـداري آنهـا است، کمکي هـم به تحـقـيق درباره مخـتصات آن مـمـلکـت مي کـند، و چـگـونگي و کـيفـيت آن را معـلوم مي نمايد.

چـون در ايران اقوام مخـتـلفي ساکـنـند که از نظر فرهـنگ و قـومي تـفاوت هاي بـسياري با يکـديگـر دارند، بنابراين موسيقي فولکوريک ايران داراي خصوصيات بسيار متـنوعي از نظر طرز بـيان و لحـن موسيقي است. مثـلا موسيقي آذربايجـاني، گـيلاني، خراساني، بـخـتـياري، کردي، شـيرازي و بلوچي نـه تـنـها ملودي هـا، که در گـويش نـيز با يکـديگـر بـسيار متـفاوتـند، از نظر فرم موسيقي مي توان از دو نوع موسيقي بومي در ايران نام برد:

1 - تـرانه هاي بومي آوازي که به صورت انـفرادي يا دسته جمعـي خوانده مي شود.

2 - رقص هاي محلي سازي که با سازهـاي محلي به اجرا در مي آيد.

ترانه هاي محلي ايراني از نظر ملودي بـسيار غـني و پـر مايه است که از اين نـظر يـکي از غـني ترين، زيـبا ترين و متـنوع ترين تـرانه هاي فـولکوريک دنـيا هـستـند. اين ترانه ها که نشانهً طرز فکر و تـمدن و فرهـنگ کـشور هـستـند، سينه به سينه نقـل شده و از نسلي به نسل ديگر مي رسد و آئينه تمام نماي افکـار و انديشه هاي مردمي اند که خود خالق و آفـريـنـنده آن بـشمار مي رونـد. اين تـرانه ها از وضع اجـتماع، طرز فکر، نوع زندگي و طبـيعـت که در سرزميـن ايران وجود دارد، يکي از غـني ترين منابع فـرهـنگي ايران به شمار مي آيـند. اين تـرانه ها نمايانـندهً ملت و گـذشته ايران هـستـند و مي توانـند بهـترين الهام بخـش موسيقيدانان در پـديد آمدن آثار موسيقي عـلمي قرار گـيرند.

نمونه هايي از موسيقي فـولکوريک ايران:

موسيقي بـخـتـياري، لرستان و فارس
موسيقي گـيلان و تالش
موسيقي کردستان
موسيقي سواحل جنوب ايران
موسيقي سيستان و بلوچستان
موسيقي خراسان
موسيقي ترکمن
موسيقي آذربايجان

نمونه هایی از موسیقی فلوکوریک

موسيقي سازي

موسيقي ايراني از زمان هاي بسيار قديم عـمدتا با ساز و آواز توام بوده است و در کـتب تاريخي نيز هـرگـاه به موسيقي اشاره شده بـيـشتر نام الحان و ترانه ها بر جاي مانده است. ولي شکي نيست که موسيقي سازي نيز داراي اهـميت بوده است.

در حدود صد سال قـبل موسيقي سازي به تـدريج راهـي مشخص در پـيش گـرفـت، و در اين رشته نوازندگـان و آهـنگـسازاني به وجود آمده و نوآوري هايي در اين زمينه انجام دادند. به طور کلي موسيقي سازي ايراني داراي دو بخش اساس است:

الف - تکـنوازي که بر پايه موسيقي سنـتي و بداهـه نوازي قـرار دارد.

ب - هـمنوازي که بر پـايه کارهـاي جمعـي اعـم از گـروه هـاي کوچک يا بـزرگ يک صدايي و يا چـند صدايي استوار است.

تکـنوازي

تکـنوازي در موسيقي مشرق زمين از اعـتبار و اهـميت فراواني برخوردار است. به تعـبـيري مي توان آن را مربوط به فـلسفه و عـرفان شرق و ايجاد ارتـباط معـنوي با عالم بالا دانست. چـرا که نوازنده شرق با ساز و موسيقي خود به نوعي عبادت خصوصاً در کـنج خلوت و تـنهـايي خود مي پـردازد.

هـمنوازي

از دورهً ناصرالدين شاه قاجار کار گـروه نوازي چـه در زمينه موسيقي و سازهاي سنتي و چه با رعايت اصول و قواعـد موسيقي ارکستر غربي که به وسيله مسيو لومر ( معـلم موسيقي فرانسوي که براي تـدريس در دارالفـنون آن زمان و رشتـه موسيقي نظام به ايران دعـوت شده بود) در قالب موسيقي نظام و سازهاي غـربي به ايران آورده شد، بـيشتر معـمول گـرديد. بعـدهـا کم کم کار گـروهي رونق بـيـشتري گـرفت، و با اضافه شدن سازهاي غـربي به جـمع سازهاي ايراني و اجراي قطعـات ايراني بر روي آنهـا با فـرم تازه معـمول شد.

ايرانيان در مقاطع مختـلف تاريخي از آلات متعـدد موسيقي، به ويژه قـديمي ترين آنهـا يعـني ني و دايره استـفاده مي نمودند. انواع آلات موسيقي که مورد استـفاده قـرار مي گـرفته و هـنوز هـم در گـوشه و کـنار اين کشور پـهـناور استـفاده مي شود به هـمراه يک تـقـسيم بـندي کـلي به اين شرح است:

آلات موسيقي بادي

ني

ني از قـديمي ترين اين نوع است و شامل يک لوله استوانه اي از جـنس ني بوده که داراي هـفت بـند و شش گـره است. ني از دسته سازهـاي محـلي است و تـقـريـبا در تمام نقاط ايران معـمول و رايج است.

سرنا

سرنا ساز ديگـري از خانواده آلات موسيقي بادي است که در تـمان نقاط ايران معـمول است و شامل سرناي بـخـتـيـاري و آذربايـجاني است. در ايران اين ساز به هـمراه دهـل و يا نقاره نواخـته مي شود. لازم به ذکر است که نواخـتن اين ساز در نقاط مخـتـلف کشور در مواقع خاصي و به منظورهاي مخـتـلف انجام مي شود. در کردستان با نواخـتن دهـل و سرنا مرگ کسي را خبر مي دهـند و در شمال ب هـمراهي طناب بازهـا سرنا نواخـته مي شود و در آذربايجان غـربي، روستائيان در عـروسي ها حين رقص چوبي، سرنا مي نوازند.

کـرنا

کرنا: سازي قديمي و تاريخي است که در استان هاي مخـتـلف ايران به شکـل هاي متـفاوت ساخـته و اجرا مي شود. مهـمترين کرناهـا، کرناي شمال، گـيلان و کرناي مشهـد است. اين ساز بـيـشتر در کردستان و آذربايجان مورد استـعـمال قرار مي گـيرد.

ني انبان

ني انبان بـيـشتر در جنوب ايران مورد استـفاده قـرار مي گيرد و در بعـضي نقاط ايران آن را " خـيک ناي " نـيز مي نامند و در نقاطي از آذربايجان نيز نواخته مي شود.

آلات موسيقي زهـي

کمانچـه

يکي از قـديمي ترين سازهاي زهـي، کمانچه است که اولين شکل ويولون امروزي است. اين ساز نـقـش تک نواز و هـمـنواز، هـر دو را به خوبي اجرا مي کند. کمانچه سازي ملي است. در تمام استان هاي ايران نواخـتن آن متداول است و بـيشتر در ميان طوايف ترک و ترکـمن رواج دارد.

بربط

بربط: سازي از خانواده سازهاي رشته اي مفـيد که به آن " ال عـود يا لوت " نيز مي گـويـند. ساخـتمان اين ساز شـبـيه گـلابي است که از درازا به دو نـيم شده است. داراي کاسه اي بـزرگ و دسته اي کوتاه که در آغاز سه رشته سيم داشته است.

رباب

رباب: اين ساز زهـي است از چـهـار قـسمت شامل شکم خـربزه مانـند، سينه، دسته و سر تـشـکـيل شده است. سيم هاي رباب در قديم از روده و امروز از نخ نايلون ساخـته مي شود و مضراب رباب از پـر مرغ ساخـته شده است. اين ساز اساساً سازي محلي است و بـيـشتر در نواحي خراسان معـمول است و هـمچـنـين در نواحي سيستان نيز نواخـته مي شود.

تار

تار: يکي از سازهاي زهي اصيل ايران است که يک شـکم چـند قـسمتي دارد و داراي شش تار مي باشد. از اين گـروه ســــازهــا، سـه تار و دو تار را مي توان نام برد که نوازندگي دوتار در تـرکـمن صحرا و نواحي خراسان بـسيار معـمول مي باشد.

آلات موسيقي ضـربي

از سازهاي ضربي معـروف ايراني دهـل، طبل و تـنـبک مي باشـند.

دهـل

دهـل: اين ساز از استوانه کوتاهي از جـنس چـوب که قـطر دايره آن حـدود يک مـتر و ارتـفاع آن 25 تا 30 سانتي متر است تـشکـيل شده و بر دو سطح دايره اي شکـل آن پـوست کـشـيده شده است. مضرابـش دو چـوب يکي به شکـل عـصا و ديگـري ترکه اي نازک مي باشد. دهـل سازي کاملا محـلي و بـيـشـتر هـمراهـي کـنـنده با سرنا است. در مناطق فارس، بلوچستان و کـردستان بـيش از ساير جاها مورد استـفاده قـرار مي گـيرد.

دايـره

دايره: اين ساز ضربي که از حلقه اي چوبي تـشـکيل گـرديده که بر يکي از سطوح جانبي دايره اي شکل آن پـوست کشـيده شده است، اين ساز را با ضرب سر انگـشتان هـر دو دست مي نوازند و بـيـشتر شهـري است تا محـلي. سازي است هـمراهي کـنـنده با ساير سازهـا. دايره در حال حاضر در آذربايجان بـيـشـتر از ساير جاهـا رواج دارد.

طبل

طبل: يکي ديگر از سازهاي ضربي که کوچکـتر از دهـل مي باشد و مضراب آن دو کوبه چوبي است و آن را در مراسم عـزاداري در اکثـر مناطق ايران مي نوازند.

تـنـبک

تـنبک: سازي است از پوست و چوب ( معـمولا گـردو ) و از دو قسمت گـلويي و استوانه اي تـشکـيل يافـته، سطح بالايي آن از پوست و قسمت گلويي آن که با دهانه اي گـشاد دارد باز مي باشد.

سازهاي مضرابي ( زهـي – کوبي)

ساز منحصر بفرد ايراني که در اين تـقـسيم بـندي قـرار مي گـيرد سنـتور است. اين ساز شامل جـعـبه اي ذوزنقه اي است و هـفـتاد و دو رشته سيم سفـيد و زرد تـشکـيل يافـته است.

سنـتور اساساً سازي است که قابـليت تـکـنوازي و هـمنوازي را داراست و نواخـتن آن در تمام استان هاي ايران متـداول است.


ارسال در تاريخ جمعه 1390/01/26 توسط farhad
 
ارسال در تاريخ جمعه 1390/01/12 توسط farhad
پیدایش ویولن...

ردیابی مبادی و ریشه های پیدایش ویولن آسان نیست امّا بر اساس نگاره‌ها و کنده‌کاریهای اروپایی از حدود سال نهصد میلادی سازهایی شبیه ویلن به چشم می‌خورند که با آرشه نواخته می‌شود. این سازها بطور کلی به چهار دسته تقسیم می‌شوند:
ربک (Rebec)
فیدل (fiddle)
لیرا دا براچه (lira da braccio)
ویل (Viol)
در سال 1508 اولین انواع ویولنها در هنر ایتالیایی ظاهر شدند امّا نمونه‌های اصلی موجود از این دورۀ سرنوشت ساز ویول‌های ونیزی است. در پایان قرن شانزدهم، لیرا از تمام ویژگیهای ویلن، بجز سیستم سیم‌ها و جعبه گوشی، بهره‌ای داشت، اما ویول به طریقی دیگر تکامل یافت. ویول و لیرا تا اوایل قرن هفدهم در ایتالیا استفاه می‌شدند هر چند ویول در اروپایی شمالی و مخصوصاً انگلستان به عنوان نخستین ساز آرشه‌ای در بخش اعظم بعد نیز باقی ماند.
یک مثال خوب که شامل سازهای خانوادۀ ویولن می‌شود، گنبد کلیسای جامع سارونوا است که توسط گادنتسیو فراری (Gaudenzio Ferrari) در 1835 نقاشی شده است. نخستین ویولن‌های موجود به سال 1664 برمی‌گردند. (گر چه در موزه ملی ورشو، ویولن‌های لهستانی وجود دارند که به عنوان سازهای متعلق به حدود 1515 معرفی شده اند.
تقریباً همه کشورهای اروپایی مدعی ابداع ویولن هستند، اما هیچکدام نمی‌توانند با قاطعیت بر تفوق تاریخی ایتالیا در این زمینه غلبه نمایند. خاستگاه همه سازندگان بزرگ شاید تنها با یک استثناء از کرمونا (Cremona) برشیا (Berescia) یا ونیز است.

ویولنیک ساز زهی و آرشه ای است. این ساز کوچکترین عضو خانواده ی ویولن است. برای نواختن معمولا روی شانه ی چپقرار می گیرد، و با آرشه ای که در دست راست نوازنده است،نواخته می شود.سیم های ویولن از زیر ترین تا بم ترین سیم، به ترتیب زیر کوک می شوند :می:سیم اول ، لا:سیم دوم ، ر:سیم سوم ، سل:سیم چهارم


تاریخچه ای از ویولن...

عده کثیری از تاریخ نویسان موسیقی منشا آن چیزی را که ما امروزه به نام ویولن می شناسیم از ایتالیا، در سالهای 1496 تا 1505 میدانند.
تا سالها پس از ساخت این ساز، از آن تنها برای همراهی سایر سازها استفاده میشد، چرا که موسیقیدانها به ضعف رنگ آمیزی موسیقی توسط سازهای بادی پی برده بودند و نیاز به سازی با رنگ صدای جدیدتر داشتند.
اواسط قرن 17 بود که ویولن بعنوان یک ساز solo مطرح شد، البته این ساز ابتدا فقط در محافل رسمی و اشرافی نواخته میشد اما بتدریج به پای به محافل طبقه متوسط و عادی نیز گذاشت.
روایت های دیگری نیز راجع به این ساز وجود دارد. اگر به زمانهای قدیم بازگردیم در سرزمینهای اسلامی اعراب، سازی بوده بنام Rebab که تنها یک سیم داشته (البته برخی ریشه Rebab را هند نیز می دانند). بتدریج با گذشت زمان و پیشرفت علم و موسیقی، اعراب به تعداد سیم های آن افزودند و ساز دیگری بنام Rebec بوجود آمد.
جالب هست که بدانید خیلی زود ایرانیها و ترک ها این ساز را برای خود بومی کردند و سبک ها و روشهای مخصوص به خود برای کوک کردن و نواختن آن ابداع کردند.


ارسال در تاريخ جمعه 1390/01/12 توسط farhad








ارسال در تاريخ جمعه 1390/01/12 توسط farhad

بیژن مرتضوی ویولنیست، خواننده و ترانه‌سرای ایرانی است. سبک موسیقی او در آثار بی‌کلامش ترکیبی از موسیقی سنتی ایرانی و موسیقی پاپ است. تاکنون ۸ آلبوم از وی منتشر شده است و با وجود این که آلبوم‌های او حق انتشار در ایران را ندارند قطعات بی کلام او بارها از تلویزیون ایران پخش شده است.


بیژن مرتضوی در شهرستان بابل متولد شد. او نواختن ویولن را از سه سالگی آغاز کرد. در تهران تحت نظر پنج تن از معتبرترین اساتید ویولن ازجمله عادل کریمی نیا به یادگیری این ساز مشغول شد و تکنیک‌های ویژه‌ای همچون بداهه سازی (و بداهه نوازی) ارکستراسیون: ترتیب و تنظیم: گام ربع پرده و غیره را آموخت. در سن هفت سالگی او با استعداد یادگیری نواختن پیانو گیتار سازهای کوبه‌ای و سازهای زهی موسیقی سنتی مانند عود تار و سنتور را فرا گرفت.او در یازده سالگی مقام نخست مسابقه کشوری موسیقی دانش آموزان در ایران را کسب کرد.او تنها چهارده سال داشت که یک گروه ارکستر ۳۲ نفری تشکیل داد و ساخته‌های خود را در اردوی معروف تابستانی "رامسر" در ایران اجرا کرد.

او بعد از اتمام مقطع دبیرستان به انگلستان رفت.در آنجا تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته مورد علاقه اش مهندسی و نقشه کشی شهری ادامه داد.همچنین اجرای موسیقی و یادگیری ویولن را دنبال کرد.

در سال ۱۹۷۹ میلادی به ایالات متحده آمریکا مهاجرت کرد و به تحصیل در رشته موسیقی در دانشگاه ایالت تگزاس ادامه داد.سپس در سال ۱۹۸۵ درکالیفرنیا سکونت کردو اولین آلبومش را عرضه کرد.

مشخصه‌ای که او را از نوازندگان دیگر متمایز می‌کند توانایی او در نواختن همه سازهای به کار رفته در آثارش است. تور داخلی و بین‌المللی که از سال ۱۹۹۰ آغاز شد برای او مخاطبان فراوانی در سر تاسر جهان فراهم کرد. اکنون او به عنوان اولین هنرمند ایرانی که تحت حمایت شرکت‌های "Nederlander Productions" "Jeep Eagle" " New Dodge" "Chrysler" می‌باشد شناخته شده و مورد احترام است. در سوم ژوئیه ۱۹۹۴ بیژن مرتضوی اولین هنرمند ایرانی بود که در"Greek Theater" به اجرای برنامه پرداخت. یکی از قطعاتی که او در این کنسرت اجرا کرد "حماسه"(Epic) نام داشت که در یازده سالگی ساخته بود. وی در سال 2009 از کشور انگلستان و در ساوت همپتون از دانشگاه معتبرsolent University دکترای موزیک دریافت کرد هدف و نیت قلبی ایشان معرفی و توسعه موسیقی معاصر خاورمیانه بصورت آکادمیک (رشته تحصیلی)در دانشگاه های کشور های غربی می باشد. بیژن مرتضوی در نواختن تمامی سازها سررشته دارد به جز سازهای برنجی (یا همان سازهای بادی).

 

ارسال در تاريخ جمعه 1390/01/12 توسط farhad
آشنایی با ساز سنتور



سنتور یکی از قدیمی ترین وکامل ترین ساز های ایرانی است. این ساز به صورت جعبه ای مجوف از جنس چوب که به شکل ذوزنقه متساوی الساقین می باشد ساخته شده و در شکل معمول خود برصحنه رویی آن دو دسته خرک 9 تایی قرار دارد که از روی هر خرک چهار رشته سیم می گذرد که به صورت هم صدا کوک می شوند .


این ساز به وسیله 2 عدد مضراب چوبی نواخته می شود .
واژه سنتور در اصل کلمه ای است آرامی که ریشه در فرهنگ و زبان سانسکریت دارد .(زبان پیشیان ایرانیان) این واژه از دو بخش تشکیل شده است : سان و تور

سان به معنی صد که در فرهنگهای کهن نماد تعداد زیاد می باشد.

تور به معنای همان تار یا رشته سیم .

بنابراین واژه سنتور به معنی صد تار می باشد یعنی سازی که بیشترین تار روی ان کشیده شده است ابوالحسن علی بن حسین مسعودی (متوفی به سال 346- ه. ق) مورخ مشهور ونوینده کتاب (مروج الذهب) در شرح اوضاع موسیقی در زمان ساسانیان هنگام نام بردن از آلات موسیقی متداول آن زمان واژه سنتور (سنطور ) را می آورد و سابقه این ساز را حداقل به دوران ساسانیان می رساند. در کتابهای قدیم و تالیفات ابونصر فارابی و ابن سینا نیز نام «سنتور» چندین بار آورده شده .

سنتورسل كوك ازچوب گردو ساخت حامد فندرسكی

سنتور که بدون شک یکی از ساز های قدیمی مشرق زمین است تصویر آنرا می توان از زمان آشوریها و بابلیها در حجاریها و نقاشیهایی که بر روی دیوار یا سنگها ترسیم شده است مشاهده نمود. اکنون که این ساز احتمالا حدود یک قرن ونیم است که در ایران دوباره رواج پیدا کرده است سبکهای محکم و در عین حال ظریف وحساس استادان بزرگی را چون محمد صادق خان سماع حظور، حبیب سماعی ، ابوالحسن صبا ونور علی خان برومند را پیوسته در طنین خود برای ما محفوظ می دارد .

یك جفت مضراب سنتورساختحامد فندرسكی

سنتور در فرهنگ های دیگر:


همانطور که گفته شد شواهد ومدارک همه دلالت بر این دارند که سنتورساز اصیل ایرانی است و چون طلوعی از مشرق دمیده و در غرب به سرخی گرائیده است و همچنین محققین ثابت کرده اند که این ساز از ایران به سایر کشورها برده شده و در هر کشوری بنا به نیازهای فرهنگی آن ملت تغیرات در آن پدید امده است .

حتا در خود ایران معاصر هم در مواردی به غیر از اجراهای ردیف نوازی تغییراتی در آن صورت گرفته است مانند سنتور کروماتیک، سنتور دو طرفه و غیره ...

در عراق، مصر، هند، چین و در بسیاری از کشورهای اروپای شرقی سنتور را با شکلهای مختلف تغییرات متنوع وشیوه های گوناگون در نوازندگی مشاهده می کنیم.

در متون انگلیسی سنتورها را با نام « دالسیمر»(dulcimer) ، کشورهای اروپای شرقی با نامهای سیمبال (سیمبالوم) وچمبالوم ( cimbalom- zimblum) و در چین با نام «یانگ کین» ( Yank – kin) و در آلمان به نام « هک پرت» (Hekperrt) و ردر عربی با نامهای « سنطور » و «سنطیر» و در برخی مکانهای دیگر به «پسالتری» ( psaitry) نامیده شده و معروف است .

کلاویکورد، هاریسیکورد، کلاوسن و بالاخره پیانو clavier- pianofoter هم شکل تغییر یافته همین ساز قدیمی است .

سنتورسل كوك ساخت حامدفندرسكی

جایگاه سنتوردربین سازهای دیگر:

به طور کلی درتقسیم بندی های قدیم سازهای موسیقی به سه نوع زهی، بادی وکوبه ای شده اند چنانکه سازهای زهی را کاملا « ذوات الاوتار» ساز های بادی را «ذوات النفح» و سازهای کوبه ای را « طاسات » و «کاسات» نامیده اند


البته همانطور که ذکر شد این تقسیم بند به صورت کلی است واگر سازهای موسیقی با دقت بیشتری طبقه بندی کنیم می توانیم آنها را به پنج دسته تقسیم نمائیم:


1- آلات ذوات الاوتار مطلقات – سازهایی که سیمهای ان مطلق وازاد است .

2- آلات ذوات الاوتار مفید است– سازهایی که سیم های آن در قید انگشتان باشد .

3- آلات ذوات الاوتار مجرورات– سازهایی که صدا دهی آن با کشیدن آرشه روی سیم به وجود می آید.

4- آلات ذوات النفح– سازهایی که صدای آن از دمیدن با دهان تولد می شود .

5- کاسات و طاسات و الواح– کاسه های مسی و یا هر چه که پهن باشد .

هم چنانکه از مقام های بی شمار تنها گروهی اندک شایسته انتخاب برای موسیقی دستگاهی می شوند از سازهای گوناگون نیز تنها تعدادی اندک مناسب فضای موسیقی ردیف دستگاهی دانسته و آنها را برای اجرای موسیقی ردیف با ویژگی های ان به کار گرفته اند .

سرانجام ایرانیان برای اجرای موسیقی ردیف چنین سازه هایی را برگزیدند:

تار و سه تار را برای آلات ذوات الاوتار مقیدات شامل: عود قدیم،عود کامل، طرب، شش تار، طرب رود، طنبور شروانیان ، طنبور ترکی، روح افزای، قوپوز ، نای طنبور، رباب، رودخانی، یک تای، ترنتای تخته العود، شدرغو، اولوق کوک، پیپا، شهرود .




سنتور را برای آلات ذوات الاوتار مطلقات، مانند :

مغنی، چنگ، ایرکی، قانون، ضج، یاتوغان

کمانچه را برای آلات ذوات الاوتار مجرورات ،مانند :

کمانچه، غژک، رباب

نی را برای آلات ذات النفخ مانند : نای سفید،زمر، نای بلبلان، نای، سرنا، سیه نای، جارو، بورغو، نفیر و باق، و همچنین برای سازهای بادی آزاد بدون سوراخ بر روی بدنه آن مانند : جچیق و ارغنون.

سنتور سل کوک :

سنتور باستانی دارای 12 وتر بوده که با زیر و بم آن شامل 24 وتر شده است و این همان تعداد وترهای سازهای ذوات الاوتار مطلقات می باشد که چنگ ومنحنی از آن جمله است و عبدالقادر مراغی در مقاصد الحان از آن نام می برد .

اما سنتور امروزین دارای 9وتر (خرک ) است که با زیر و بم آن شامل 18 وتر می شود و با استفاده از پشت خرک های سیم های سفید تعداد وترهای آن به 27 می رسد که در اجرای موسیقی 24 وَتَر آن مورد استفاده قرار می گیرد. هر وتر سنتور چهار سیم دارد که هم صدا كوك می شوند تعداد سیم ها در سنتور به 72 تار می رسد .

در یک بُعد ذی الکل ( هنگام ) هفت فاصله از نغمات ملایم را برای دستگاه یا آواز موزد نظر انتخاب کرده وکوک می کنند.

برای قرار گرفتن خرک های سفید طول وتر را به سه تقسیم می کنند که نهایت سوم آن بعد ذی الکل یا هنگام طرف دیگر وتر می شود در نتیجه در سنتور برای هر نغمه، بعد دو هنگام را می توان مشاهده نمود. اگر بُعد وترهای نغمات را هم به آن اضافه نمائیم وسعت دامنه سنتور به 6 دانک می رسد که دانک ششم آن در اجرای موسیقی ردیف مورد استفاده قرار نمی گیرد .

در سنتور سل کوک 9 خرک هر گاه سیمهای خرک اول را « می» (E) کوک کرده باشبم ، خرک سوم صدای «سل» (G) را خواهد داد. از آنجا که دستگاه شور به اصطلاح «مادر» دستگاه های دیگر ردیف موسیقی ماست. و دیگر نغمات با آن سنجیده می شوند و نیز از آن رو که خرک سوم در این سنتور (سل G ) مناسب ترین خرک برای نمایان «شور » است این نوع سنتور را برای اجرای اصیل موسیقی ردیف مناسب دانسته اند .هنگام اجرای شور ، همانطور که معمول کوک سنتور است ردیف خرک های سیم سفید با ردیف خرک های سیم زرد هم صدا می شوند و تنها ممکن است یک خرک انها برای اجرای کردبیات و شهناز با یکدیگر اختلاف داشته باشند که با مختصر تغیر حرکت جای خرک ( در رده سیمهای سفید ) درست می شود و سامان می یابد . باید در نظرداشت که کوک سیمهای پوزیسیون زردها همواره ثابت و بر پایه شور است چرا که شور ما در دستگاه ها و اصلی ترین آنها است و فرود همه دستگاه ها و آوازه ها به شور است و به عنوان مبنا و پایه، همیشه مورد استفاده و در مقام گردانی های معمول، مورد بهره برداری است (بخصوص هنگام نواختن دلکش ماهور یا اصفحان و همایون ) .

اگر نحوه کوک سنتور بر پایه نظام فواصل موسیقی ردیف اصیل باشد ، تغییر مقام از دانگهای مختلف به یکدیگر بسیار آسان بوده و تنها با جابجا کردن مختصر یکی دو خرک و یا در نهایت تغییر جزئی کوک سیمهای مربوط به آنها انجام می شود .

سنتور با کمک کلیدی آهنین که نه کلید کوک نام دارد کوک می شود ومانند تمام سازهای زهی به وسیله کشش سیم انجام می گیرد. قطر سیم ها معمولا 40- 38 میکرون است برای قسمت راست سنتور از سیم های فولادی زرد رنگ و برای قسمت سمت چپ از سیم های سفید فولادی استفاده می شود .مقدار کشش نسبتا زیاد است زیرا اگر سیم ها به اصطلاح سل باشند هنگام مضراب زدن صدای را یاجاد نمی کنند به عنوان مثال اگر طول وتر خرک سوم سنتور در قسمت راست (زیر و بم ) از سیطانک تا خرک 60 سانتمتر باشد وهمچنین قسمت وسط ( زیرو بم ) 46 سانتیمتر باشد به ترتیب فرکانس 192 (معادل SO12 ) برای قسمت بم فرکانس 384 و معادل ( SO13 ) برای قسمت زیر مناسب است .

نحوه کوک کردن سنتور در شیوه های ردیف نوازی براساس چهارم ها ( ابعاد ذی الاربع ) و هنگام ( ابعاد ذی الکل ) است ، بدین صورت که خرک سوم سنتور ( وسط در یک سوم طول وتر قرار می گیرد به طوری که پشت خرک بعد از ذی الکل ( هنگام یا اکتاو ) را به وجود می آورد پس با مقدار مناسب کشش وتر خرک سوم ، این خرک می تواند به عنوان وتر مطلق محسوب شده و بقیه خرک ها ( نغمات ) به نسبت ان برای دستگاه یا اواز مورد نظر کوک شوند .



ارسال در تاريخ جمعه 1390/01/12 توسط farhad
یانی کریسومالیس در ۱۴ نوامبر سال ۱۹۵۴ (۲۳ آبان ۱۳۳۳ ) در شهر کالاماتای یونان به دنیا آمد و دوران کودکی و نوجوانی اش را در شهر زیبا و کوهستانی کالاماتا گذراند.
در سن چهارده سالگی به رشته شنا علاقه مند شد و توانست رکوردی ملی در رشته شنا برای کشورش یونان به جا گذارد و تلاش گسترده ای برای رسیدن به رقابت های المپیک نمود.

یانی سال ها پیش با شهداد روحانی نیز همکاری تنگاتنگی داشت و از تجربیات او استفاده فراوان برد و با همکاری شهداد و با استفاده از دانش و تجربه او، یکی از زیباترین کنسرت هایش را در شهر آکروپلیس یونان و با رهبری شهداد روحانی اجرا نمود.یانی کریسومالیس در ۱۴ نوامبر سال ۱۹۵۴ (۲۳ آبان ۱۳۳۳ ) در شهر کالاماتای یونان به دنیا آمد و دوران کودکی و نوجوانی اش را در شهر زیبا و کوهستانی کالاماتا گذراند.
در سن چهارده سالگی به رشته شنا علاقه مند شد و توانست رکوردی ملی در رشته شنا برای کشورش یونان به جا گذارد و تلاش گسترده ای برای رسیدن به رقابت های المپیک نمود.

در سال ۱۹۷۲ میلادی (۱۳۵۱ شمسی) به آمریکا برای تحصیل در رشته مورد علاقه اش، روان شناسی در مشهور ترین دانشگاه روان شناسی دنیا یعنی مینسوتا رفت. پس از فارغ التحصیل شدن از دانشگاه در یک گروه محلی راک در مینسوتا بنام کاملئون (Chameleon) به عنوان نوازنده کیبورد آغاز به کار کرد. پس از آن کسی نمی داند چه اتـفاقی برای یانی افتاد اما او اکنون صاحب استودیوی شخصی است و بیش از ۲۵ میلیون نسخه از آلبوم های وی در دنیا به فروش رفته است.

او به موسیقی دانی مستـقـل با عقاید و تفکری منحصر به فرد تبدیل شد و به شهرت و محبوبیتی جهانی دست یافت و این در حالی بود که یانی حتی قادر به خواندن و نوشتن ساده ترین نت های موسیقی نیز نبود. ولی با تبحری خاص ساخته های خود را با روش مخصوص خود و رسم الخط ابدائی خود می نگارد. یانی قطعاتی کامل و زیبا دارد که کاملا ساخته خود اوست و در سبکی انحصاری اجرا شده است.

اکثر آلبوم های یانی توسط شرکتهای virigin records و یا EMI تولید، تهیه و توزیع می شوند. یانی موسیقی های بی شماری برای برنامه های تلویزیونی و سینمایی ساخته و همچنین قطعات تبلیغاتی متعددی برای شرکت های تجارتی و بازرگانی خلق نموده است.

او اوقاتش را بیشتر در لوس آنجلس و سیاتل آمریکا می گذراند و اکنون یک شهروند آمریکایی به شمار می رود. او مدت ها با خانم هنرمندی بنام لیندا ایوانز همکاری صمیمی داشت و در اوایل سال ۱۹۹۸ این ارتباط را پایان یافته اعلام کرد. این ارتباط ظاهراً یک همکاری دوستانه بوده است.

یانی از اوایل سال ۱۹۹۸ تا ماه آوریل ۱۹۹۹ هیچ گونه فعالیت تولیدی کنسرت و توری را برگزار نکرد و به استراحت پرداخت. اما در سال ۲۰۰۰ یکی از بی نظیر ترین آلبوم های خودش را ارائه داد. جالب این است که تمام تنظیمات و تبدیلات موسیقی این آلبوم شخصاً و فقط توسط خود یانی در استدیوی شخصی خودش انجام شد !

یانی تا به حال موسیقی به سبک مذهبی ارائه نکرده است چرا که همواره اعتقاد به خلق کارهایی جدید با تکیه به اندیشه های نو و جدید خود دارد. در قطعات Niki Nana و Aria موسیقی بر مبنای یک اپرای فرانسوی قدیمی متعلق به قرن نوزدهم میلادی بنام Lakme ساخته Leo Delibes می باشد و اشعاری که در این قطعات خوانده می شود اکثراً اصوات آهنگین بوده و فاقد معنای خاص می باشند و بر خلاف تصور، به زبان فرانسوی نمی باشند. به جز قسمت هایی محدود که به زبان انگلیسی هستند و در اشعار آلبوم ستایش ذکر شده اند.

یانی آهنگی تبلیغاتی را با همکاری مالکوم مکلارن ساخته است که سابقاً با گروه Pistols همکاری می کرده است. این آهنگ تغییر یافته یک اپرا است که با افزودن یک ترانه تکمیل شده است. این آهنگ که «جرات آرزو» یا Dare to Dream نام دارد برای شرکت هواپیمایی بریتیش ایرلاینز ساخته شده است.

یانی تمایلات مذهبی ندارد و مخالف کلیسای سنتی است. او معمولا خیلی به ندرت موسیقی گوش می دهد و به گفته خود او موسیقی را صرفاً از ایستگاه های رادیویی گوش می کند.

خواننده مورد علاقه او Peter Gabriel است و اعتقاد دارد که در سال های اخیر به جز
موسیقی محمد رسول الله، عیسی مسیح، دکتر ژیواگو، ایندرا گاندی و چند قطعه محدود دیگر، قطعه جالب توجهی نشنیده است.

مادر و پدر یانی هر دو اهل یونان هستند. مادر وی فلیستا Felista پدرش سوتیری Sotiri نام دارند. یانی قطعه هایی را به نام مادرش ساخته است و علاقه خاصی به کشور خود و اماکن قدیمی دارد.

سال ها پیش یانی با جازیست خود چارلی آدامز Charlie Adams آشنا شد و اولین کار خود را بنام «بیرون از سکوت» یا Out Of Silence در سال ۱۹۸۷ (۱۳۶۶ شمسی) به بازار عرضه کرد.

یانی سال ها پیش با شهداد روحانی نیز همکاری تنگاتنگی داشت و از تجربیات او استفاده فراوان برد و با همکاری شهداد و با استفاده از دانش و تجربه او، یکی از زیباترین کنسرت هایش را در شهر آکروپلیس یونان و با رهبری شهداد روحانی اجرا نمود.

یانی در سال ۲۰۰۳ آلبومی متفاوت و پر تنوع به نام Ethnicity روانه بازار کرد و احاطه و قدرت خودش را در انواع مختلف موسیقی به دنیا ثابت کرد. در این آلبوم یانی با استفاده از خواننده های جدید و البته زیاد نسبت به کارهای قبلی اش نوعی تفاوت آشکار از لحاظ موسیقی با شعر در آهنگ هایش ایجاد کرده و به سبک جدید و منحصر به فرد Talk Show روی آورده است. به عقیده کارشناسان موسیقی و طرفداران موسیقی، یانی در سال های اخیر نسبت به دهه نود افت داشته هر چند این افت نامحسوس است ولی تاثیر زیادی بر روی یکه تازی یانی در عرصه موسیقی New Age داشته است.

البته خود یانی نام گذاری سبک New Age را بر روی آثار او از بد شانسی اش می داند و خودش نام Contemporary Instrumental Music (موسیقی هم عصر) را بیشتر می پسندد!
ارسال در تاريخ چهارشنبه 1390/01/10 توسط farhad
ارسال در تاريخ چهارشنبه 1390/01/10 توسط farhad
سازشناسی(قانون)
قانون

قانون

قانون يكي از قديميترين سازهاي ايراني است كه توانايي بيان گوشه هاي موسيقي ايراني را دارد ولي متاسفانه مدت مديدي است كه در سرزمين ما ناشناخته مانده در حاليكه در كشورهاي همجوار سالهاست كه ازين ساز استفاده شده است . تقريبا از نيم قرن پيش تاكنون موسيقي دانان ايراني به اجراي اين ساز روي آورده اند اما با وجود اينكه زمينه كار اينان بر نغمه هاي موسيقي ايراني مبتني بوده است به دليل تقليد نا آگاهانه از روش و سبك نوازندگي موسيقي عربي ، اين پندار اشتباه بوجود آمده ساز قانون عربيست و آنرا بايد به شيوه عربي نواخت ، حال آنكه اين سبك در قانون نوازي علاقمندان به موسيقي ايراني را فرسنگها از شناخت اصول و ظرايف اين ساز كه كاملا با موسيقي ايراني منطبق است دور مي سازد .



قانون سازيست تقريبا به شكل سنتور و با مضراب فلزي كه مانند انگشت دانه است و به انگشت اشاره ميكنند نواخته مي شود . قانون از يك جعبه مجوف چوبي ساخته شده كه سطح قائده زيرين و زبرين آن ذوزنقه غير منتظم است . شكل و اندازه ان در نواحي مختلف فرق ميكند مانند قانون مصري ، قانون تركي ، قانون بغدادي . معمولا قانون مصري بزرگتر و قانون تركي كوچكتر است . هر قسمت از جعبه ساز نام خاصي دارد . براي خارج شدن ارتعاشات صوتي سه سوراخ كه شكلهاي متفاوت و ازين نظر نامهاي مختلفي دارد ايجاد ميكنند . در سطح فوقاني ضلع قائم دست راست خرك و بر روي پوستي كه جنس آن از پوست آهو يا ماهي است قرار دارد . در طرف ضلع مورب برحسب بزرگي و كوچكي قانون از بيست و يك تا بيست و نه رديف سه تايي مجموعا شصت و سه تا هشتاد و يك گوشي فلزي و در طرف ديگر كه ضلع آن عمود بر قاعده است شصت و سه تا هشتاد و يك سوراخ ريز تعبيه شده است . زه ها ((اوتار )) از روي دو رديف خرك از سمت راست به چپ مي گذرد عده زه هاي قانون معمولا شصت و سه تا هشتاد ويك است . براي نواختن قانون آن را روي چهار پايه بلند و متناسب با وضع نشستن قرار داده و نوازنده مقابل آن مي نشيند به طوري كه قاعده بلند جعبه كه تارهاي كلفت و ضخيم دارد در پايين و قاعده كوچكتر كه تارهاي نازك و كوتاه دارد رو به بالا است ولي اكثرا آنرا روي زانو قرارداده و مضراب را كه از يك حلقه فلزي پهن كه در وسط آن يك جسم استخوتني ( معمولا از پر پرندگان ) قرار دارد ساخته شده بر انگشت سبابه قرارداده و محكم ميكنند . هر سه سيم قانون همصدا كوك مي شود . دامنه صداي قانون از اولين زه ضخيم و كلفت كه مقابل نوازنده قرار دارد بم ترين نت فا با كليد فاي چهارم در قانون بزرگ مي باشد . البته در قانونهاي مختلف ممكن است از صداي بم كسر شود . زير ترين نت دو است . براي كوك پايه معمولا از ناحيه زير كه نازكترين صدااست ده پرده مي شمارند و پرده دهم را با ديا پازون نت la3=435 كوك ميكنند . هركدام از تارهاي قانون قطرهاي مختلفي دارد و يك نوازنده ماهر و خوب مي تواند نوع آنرا تشخيص دهد . در قانون در شيار خرك ضلع مورب خرك هاي كوچك فلزي دارد كه به قيد لولا شده و نوازنده مي تواند براي تغيير مقام و صدا خرك ها را خوابانده يا بلند نمايد . تغيير كشش در فركانس سيم موثر است و كار گذاشتن خرك هاي كوچك بسيار مشكل است و اين كار را متخصصين ورزيده اي انجام مي دهند . قانون داراي صدايي بسيار خوش و ملايم و طبيعي است
ارسال در تاريخ چهارشنبه 1390/01/10 توسط farhad
.: Weblog Themes By Blog Skin :.